تبليغاتX
حامی گیتار
گیتار

گروه ایگلز و آهنگ بسیار زیبای هتل کالیفرنیا

بیوگرافی + دانلود آهنگ + متن شعر  فارسی و اینگلیسی 

گروه ایگلز و آهنگ بسیار زیبای هتل کالیفرنیا

بیوگرافی + دانلود آهنگ + متن شعر فارسی و  اینگلیسی 

گروه ایگلز در سال ۱۹۷۹در لوس آنجلس آمریکا بوسیله برنی لیدون وبا عضویت اندی مایرز، گلن فرای و دان هنلی شکل گرفت.اولین آهنگ مطرح گروه " اونو سخت نگیر " و بعد هم آهنگ "زن جادوگر " بود که هردو به جدول 20 آهنگ برتر آمریکا راه پیدا کردند.سپس آلبومهای " دسپرادو " و "در مرز " و آلبوم " یکی از این شبها " که نام گروه را در تمام آمریکا سر زبانها انداخت.در همین زمان لیدون گروه را ترک کرد و جو والش بعنوان گیتاریست اصلی وارد گروه شد. سال بعد از ورود او یعنی در سال ۱۹۷۶، قویترین آلبوم گروه با نام " هتل کالیفرنیا " به بازار آمد که هشت هفته عنوان پر فروشترین آلبوم را داشت و دو آهنگ "هتل کالیفرنیا " و " بچه جدید در شهر " هم آهنگ شماره یک در جهان شناخته شدند و آلبوم با فروش 9 میلیون نسخه ای به آلبوم های بزرگ همه دوران پیوست .پس از آلبوم" لانگ ران " در سال ۱۹۸۲ بعلت اختلاف اعضا گروه منحل شد.

لینک مستقیم دانلود

...

سرور  پشتیبان

برای دانلود از سرور پشتیبان اول باید وارد سرور بالا بشید

سرور بالا فقط برای پشتیبانی هست و هیچ فرقی با لینک مستقیم نداره

...

Hotel California


On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night

There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said,'We haven't had that spirit here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
The stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax,'said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
but you can never leave!

*************************************************

هتل کالیفرنیا

 شعر از : گلن فرای

در یک بزرگراه صحرایی تاریک ، نسیم خنک در موهایم

رایحه گرم در هوا می پیچد

روبرویم در دور دست ، نوری را دیدم که سوسو میزد

سرم سنگین و سوی چشمانم ضعیف شد

ناچار بودم شب را در جایی توقف کنم

کسی آنجا جلوی در ایستاده بود

صدای زنگی را شنیدم و با خود فکر میکردم

این میتواند جهنم یا بهشت باشد

بعد او شمعی را روشن کرد و راه را به من نشان داد

در راهرو صدا هایی می آمد

که فکر میکردم میگویند:

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دوست داشتنی ای

چه چهره دوست داشتنی ای

اتقهای زیادی در هتل کالیفرنیا وجود دارد

هر زمان از سال میتوانی آنرا اینجا بیابی

ذهن او همچون پارچه توری بهم ریخته است

و خمیدگیهای مرسدس را دارد

پسرهای خوش قیافه ای بودند که آنها را دوست مینامیدشان

آنها چگونه در حیاط میرقصیدند ، عرق ریزی شیرین تابستان

بعضی رقصها برای در یاد ماندن، بعضی رقصها برای فراموشی

پس کاپیتان را صدا زدم

لطفا برایم مشروب بیاورید

او گفت ما آن شراب را از سال ۱۹۶۹ تا حالا نداشته ایم

و همچنان آن صداها از دور دست ندا میدهندو در میانه های شب بیدارت میکنند

تا صدایشان را بشنوی که میگویند....

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دوست داشتنی ای

چه چهره دوست داشتنی ای

آنها در هتل کالیفرنیا زندگی میکنند

اشتباهت چه سورپریز جالبی را به ارمغان آورده

آینه های روی سقف

شامپاین صورتی صورتی با یخ

و او گفت همه ما اینجا زندانی عقایدمان هستیم

آنها در تالار های ارباب برای جشن جمع شده بودند

و با چاقو های فلزیشان ضربه میزدند

ولی نتوانستند اهریمن را از پا در بیاورند

آخرین چیزی که بیاد می آورم

در حال دویدن بسوی در بودم

برای پیدا کردن راهی برای برگشت

به جایی که قبلا بودم

که نگهبان شب گفت : آرام باش

ما برای پذیرایی برنامه ریزی کرده ایم

میتوانی هر وقت خواستی تسویه حساب کنی

ولی هیچ وقت نمیتوانی اینجا را ترک کنی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:37  توسط میلاد   | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 13:21  توسط میلاد   | 

کنترپوان ، آشنایی - قسمت اول
کنترپوان (counterpoint) در موسیقی عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نت موسیقی که در ریتم و کشش زمانی کاملا مستقل بوده ولی در هارمونی به یکدیگر وابستگی دارند.

استفاده از کنترپوان در اروپا دردوره رنسانس به شدت رایج شد اما با این وجود طی سالهای 1600 تا 1900 که از آن به عنوان "common practice period" یاد می شود، بعنوان پایه و اساس موسیقی دوره باروک برجسته و نمایان شد. ریشه لغوی کنترپوان لاتین بوده و به معنای "نت در مقابل نت" مشتق شده است.

اصول کلی
در طول دوره های مختلف همواره ساخت موسیقی تابع قوانین خاصی بوده که در برخی موارد مطلق و غیر قابل تغییر ظاهر شده اند. اگر فرض کنیم موسیقی امروزی بر پایه آکورد - یعنی چند نت که به طور همزمان با یکدیگر به صدا در آیند - استوار باشد، مطالعه تاریخ به ما نشان می دهد که در دوران باروک کنترپوان عنصر اصلی تشکیل دهنده محتوا و تفکر موسیقی بوده است و خصوصیت مهم دیگری چون هارمونی در مرحله بعد قرار داشته است.

در حقیقت تمرکز اصلی کنترپوان بیشتر بر روی فعل و انفعالات ملودیک - بصورت افقی - است تا تاثیرات هارمونیک - بصورت عمودی - که در اثر توالی نتهای موسیقی تولید می شود. جان ران (John Rahn) استاد موسیقی دانشگاه واشنگتن در این باره می گوید :

"نوشتن یک آهنگ زیبا کار بسیار دشواری است و سخت تر از آن نوشتن چندین آهنگ زیبای مجزاست که از اجرای همزمان آنها با یکدیگر یک آهنگ چند صدایی (polyphonic) زیباتر به گوش برسد. ترکیب بندی داخلی هر آوا باید به طور کاملا مستقل در ساختار چندصدایی مربوطه به کار رفته باشد و در عین حال ترکیب بندی تک تک آواها را نیز تقویت نماید. چنین روشی اگر با جزئیات کامل به انجام برسد همان کنترپوان است. "

در تفکیک هارمونی و کنترپوان اجباری وجود ندارد، چرا که همان طور که می دانید نوشتن چند خط که بتوانند هم زمان اجرا شوند (به عبارتی خوش صدا باشند) و هارمونی خاصی را تداعی نکنند عملا غیر ممکن است. در عین حال تنظیم یک هارمونی بدون در نظر گرفتن چنین خطوطی نیز میسر نیست. هرچند این خود آهنگساز است که تصمیم می گیرد از یکی از دو مورد مذکور به نفع دیگری چشم پوشی کند، اما به هر حال باید این واقعیت را در نظر داشت که نمی توان هارمونی را به آسانی حذف کرد و چنانچه چنین اتفاقی رخ دهد معمولا آهنگساز ناخواسته دست به خلق آثاری بدون هدف خواهد زد.

کنترپوان های باخ که به عنوان بهترین و موفق ترین نمونه های ترکیب هر دو بعد فوق است، از لحاظ هارمونی بسیار قوی هستند و از لحاظ تونالیته نیز کاملا مشخص و جهت دار پیش رفته اند. این امر نشان دهنده اهمیت خطوط مختلف موسیقی است که کماکان به قوت خود باقی مانده است.

پیشرفت و توسعه
کنترپوان با جزئیات کامل در دوران رنسانس توسط موسیقیدانان شرح داده شده، اما آهنگسازان دوره باروک کنترپوان را نوعی نقطه اوج تلقی کرده، در نتیجه هارمونی برای آنها تنها به عنوان عامل مهم تشکیل دهنده ساختار قطعات موسیقی به شمار رفت. یوهان سباستین باخ به عنوان آهنگساز اواخر دوره باروک در بیشتر آثارش از کنترپوان استفاده کرده است. این قضیه در کار ناتمامی چون The Art of Fugue از باخ به وضوح قابل مشاهده است.

واژگان و اصطلاحات فنی موسیقی در طول تاریخ دستخوش تغییر و دگرگونی زیادی شده است بر همین اساس اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که در زمان باروک به این نوع موسیقی contrapuntal (چند صدایی - مستقل ) اطلاق می شده در حالیکه قبل از باروک به آن polyphonic (مجموعه ای از چند صدای هماهنگ) می گفتند، به همین دلیل است که آثار جوزف ون د ولد (Joseph Van De Velde)، آهنگسازی که قبل از دوره باروک می زیسته را در زمره آثار polyphonic بر می شمرند.

واژه homophony در مقابل polyphony عبارت است از موسیقی که در آن آکوردها یا فاصله های عمود تنها با یک ملودی واحد سر و کار دارند، بدون در نظر گرفتن ویژگی های ملودیک عناصر کمکی موجود و یا فعل و انفعالات متقابلی که در ملودی اصلی وجود دارد. همانطور که در بالا اشاره شد، اکثر موسیقی های امروزی homophonic هستند و ساخت آنها با تکیه بر آکورد و هارمونی صورت گرفته است.

شاید بتوان گفت فرم یا ژانری از آهنگسازی که به عنوان فوگ از آن یاد می شود، پیچیده ترین مدل موسیقی contrapuntal است، از نمونه های دیگر در این رابطه می توان به فرم کنون (canon) اشاره نمود.

در نوشتن یک قطعه، تکنیک های contrapuntal آهنگسازان را به تولید موسیقی ای هدایت می کند که ظاهر آن با حقیقت آن متفاوت است (Iorny). چرا که شنونده در اغلب اوقات با یکبار شنیدن نمی تواند تمام خطوط ملودی را دنبال کند و از آنها لذت ببرد. شنونده باید با دقت بیشتری به پیچیدگی های نهفته در شالوده polyphonic این اثر توجه کنند به همین علت عموماً مجبور است توجه خود را به روی یکی از خطوط ملودی متمرکز نماید.

یک قطعه ملودیک زمانی که به تنهایی گوش داده شود، تاثیر ویژه ای در ذهن انسان بر جای می گذارد. اما همین قطعه اگر همزمان با قطعات ملودیک دیگر به گوش برسد و یا حتی با خودش ترکیب شود (مانند آنچه در کنون رخ می دهد)، عمق تاثیر گذاری اش افزایش خواهد یافت. به طور کلی توسعه یک ایده در موسیقی و قطعاتی که از ترکیب و گردآوری آنها ساخته می شود، در بسیاری از موارد از یک ملودی تنها تاثیر گذارتر و عمیق تر خواهد بود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 22:41  توسط میلاد   | 

کنترپوان ، آشنایی - قسمت دوم
انواع کنترپوان - تکنیکها
انواع کنترپوان - به بیانی تکنیکهای تهیه آن - تعریفی از کنترپوان مطلق است که به عنوان یک ابزار آموزشی توسعه یافته مطرح می شود و در آن به کار گیری کنترپوان های متفاوت سبب یادگیری ساده تر و پیشرفت هنرجویان می شود.

این پیشرفت می تواند نوعی پیچیدگی فنی در موسیقی آنان ایجاد کرده و همواره نقش مهمی را در توسعه کنتوس فیرموس (cantus firmus در زبان لاتین به معنای "ملودی ثابت") ایفا می کند.

هنرجویان به تدریج توانایی نوشتن کنترپوان آزاد (کنترپوانی که شدت پیچیدگی آن کمتر است و فاقد ملودی ثابت است) را با استفاده از تکنیکها و رعایت قوانین مربوطه در هر برهه زمانی دارا خواهند شد.

قدمت این طرز تفکر به سال 1532 بر می گردد، زمانی که جیووانی ماریا لانفرانکو (Giovanni Maria Lanfraco) مفهوم مشابهی را در یکی از کتابهای خود (Scintille di musica) مطرح نموده و شرح داد.

در اواخر قرن شانزدهم یک تئوریسین موسیقی اهل ونیز به نام زارلینو (Zarlino) در یکی از کارهای بزرگ و توانای خود با عنوان "اصول هماهنگی" (Le institutioni harmoniche) به شرح کامل این ایده پرداخت. این طرح برای اولین بار در سال 1619 توسط لودویکو زاکنی (Lodovico Zacconi) در یکی از کارهای خود (Prattica di musica) مورد استفاده قرار گرفت.

Zacconi برخلاف تئوریستین هایی که پس از او پا به عرصه گذاشتند از چند تکنیک جانبی contrapuntal نیز استفاده کرد که کنترپوان معکوس مثالی از این موارد است.

به هر حال معروفترین استاد موسیقی که این واژه - کنترپوان - را به کار برده و آن را رواج داده است، یوهان فوکس (Johann Fux موسیقیدان اطریشی) نام دارد که در سال 1725 با انتشار کتابی (Gradus ad Parnassum) به منظور کمک به هنرجویان در استفاده از کنترپوان به تشریح قوانین آن پرداخته است.

یوهان فوکس در این کتاب علی الخصوص به سبکی از کنترپوان که در آثار پالستریانا (Palestrina آهنگساز ایتالیایی دوران رنسانس) در اواخر قرن شانزدهم به عنوان یک تکنیک برجسته مورد استفاده قرار می گرفت، پرداخت.

پنج نوع کنترپوان
یوهان فوکس در کتاب خود به پنج نوع کنترپوان اشاره می کند که عبارتند از:

1- نت در مقابل نت
2- دو نت در مقابل یک نت
3- چهار نت (می تواند سه یا شش نت هم باشد) در مقابل یک نت
4- جابجایی نت ها با یکدیگر (نوعی تعلیق)
5- ترکیبی از چهار مدل فوق که کنترپوان فلورید (florid) نامیده می شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 22:39  توسط میلاد   | 

سیمون آیوازیان
سیمون آیوازیان
 
نوشته های اخیر
سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست
سیمون آیوازیان از قدیمی ترین اساتید فلامنکو در ایران است که نوازندگی را با ساز ماندولین و در سن 12 سالگی آغاز کرد. در 14 سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت 7 سال با اتود و شیوه های آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت. اولین استاد فلامنکو او خود خوان آلبا (Juan Alba) بود، وی 5 توکه از توکه های اسپانیایی را نزد ایشان آموخت. همچنین مدتی نزد آلیریو دیاز (Alirio Diaz) گیتاریست به نام ونزوئلایی درسهایی را فراگرفت.

از سالهای 45 تا 48، چهار مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاهها و آموزشگاههای عالی کشور را کسب کرد. ایشان بین سالهای 43 تا 54 بیش از ده کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همنوازی اجرا کرده کرده است.
آیوازیان دارای مدرک دکترای معماری - هنر و فوق لیسانس تحقیق و بررسی تمدنهای اسلامی از سوربن میباشد. همچنین استاد دانشگاه هنرهای زیبای تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه و مدرس رشته لیسانس کاربردی موسیقی در هنرستان است. آیوازیان فعالیتهایی هم در زمینه عکاسی و نقاشی دارد.

ایشان حدود 40 سال است که به تدریس گیتار در آموزشگاهها و دانشگاهها، هنرستان و کنسرواتوار پرداخته و می پردازد و همچنان نیز به اشاعه هنر گیتار کلاسیک و فلامنکو در این مرزو بوم مشغول است. خبرنگار "گفتگوی هارمونیک" با وی در خصوص موسیقی فلامنکو در ایران به گفتگو پرداخته که می خوانید:

وضعیت موسیقی فلامنکو در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
در حال حاضر و با در نظر گرفتن معیارهای خودمان نسبت به سالهای گذشته این نوع موسیقی در کشورمان پیشرفت کرده و در این سالها جوانان بیشتر علاقمند شدند و فعالیتهای حرفه ای خودشان را بالا برده اند؛ بطوری که چند تن از این نوازندگان در مکانهای مختلفی در اسپانیا برای ادامه تحصیل در این رشته قبول شده اند با این وضع میتوان گفت سطح جامعه کنونی ما در این زمینه خوب است، اما تعداد نوازندگان کم است و این تعداد کم از نظر نوازندگی و تکنیک در سطح خوبی هستند، البته از نظر فرهنگ فلامنکو غنی نیستند و باید با مراجعه به اسپانیا که زادگاه این فرهنگ است، این بخش را نیز قوی کنند، چون تکنیک در خدمت فرهنگ است.

در سطح جهانی این نوع موسیقی چه وضعیتی دارد؟
کشورهای دیگر به دلیل محدوده جغرافیایی شان، نسبت به ایران سرویسهای خوبی از اسپانیا به آنها می رسد و به این دلیل وضعیت بهتری دارند، اما به طور کلی نسبت به 40 ، 50 سال گذشته رشد چشمگیری داشته و وضعیت خوبی را دارد.

موسیقی فلامنکو در ایران چه جایگاهی نسبت به سایر انواع موسیقی ها دارد؟
وقتی که برنامه خوب و با ارزشی اجرا میشود، جایگاهش بالاست، اما در کنار اینها افراد فرصت طلبی داریم که تحت عنوان فلامنکو کاری راه انداخته اند که این تعداد با چند بار روی صحنه رفتن دستشان رو می شود! اما اگر برنامه اصیل و خوب باشد، بتدریج شهرت میگیرند.

تعداد و افراد شنونده نشان دهنده جایگاه این موسیقی است که خوشبختانه این تعداد بالاست به طوری که با کنسرت نوازندگان اسپانیایی در تالار وحدت، سالن ها پر میشود و این نشان میدهد که تعداد علاقمندان به اصالت موسیقی زیاد است، ولی بطور کلی در ایران همانند سایر کشورهای جهان موسیقی پاپ و غیر اصیل، محلی و سنتی جایگاهش نسبت به بقیه بالاتر است که این مسئله در اروپا نیز به چشم میخورد، که جایگاه موسیقی کلاسیک و فلامنکو نسبت به بقیه انواع موسیقی ویژه است.

اما متاسفانه موجی که در جهان ایجاد شده این است که گیتار فلامنکو و کلاسیک پایگاهی برای منحرف شدن به موسیقی پاپ مردمی است که بعد از مدتی جنبه هیجانی و اقتصادی بالا میرود و 80% جوانان در دنیا به موسیقی پاپ گرایش پیدا کرده اند و 20% از آنها اصیل را می پذیرند به طوری که میبینیم یک کنسرت پاپ با خوانندگان سطح پائین که اکثرا هم خارج می خوانند، طرفداران بسیار و مخاطبان زیادی را جذب می کنند، در صورتی که برای کنسرتهای کلاسیک و فلامنکو شنونده هایی کمتر به سالنها میروند.

چرا چنین اتفاقی می افتد و گرایشها به سمت موسیقی اصیل کمتر است؟
شاید یکی از دلایل این باشد که جوانان در یک سری از مسائل، احساس خالی بودن می کنند و انگیزه کمتری نسبت به اصالت دارند و بیشتر به دنبال هیجان هستند که در این زمینه اروپا بدتر از ایران است و هیجان جوانانش بیشتر است. چراکه عقیده مسائل مذهبی در اروپا کم، و بی بندوباری زیاد است و به این دلیل پناه بردن جوانان آنها به چنین مسائل طبیعی است. ولی در ایران به خاطر مسائل اعتقادی و دینی گرایش جوانان کمتر است.

هنرمندانی که در زمینه موسیقی فلامنکو فعالیت می کنند، چقدر در ترویج این نوع موسیقی می کوشند؟
هر کدام از نوازندگان طرفداران خاص خود و شاگردان خود را دارند و در همین حد هم کار میکنند. در اسپانیا که مرکز این موسیقی است آن طور که ما انتظار داریم - همه به دنبال فلامنکو باشند - نیست، بطوری که در برخی از شهرهای اسپانیا شوهای موسیقی جاز و پاپ در خیابان پخش میشود، در صورتی که توریستها انتظار دارند، موسیقی اصیل اسپانیا را بشنوند. اما برای پخش این موسیقی ها در اسپانیا مکان بخصوصی وجود دارد و علاقمندان خاصی در آنجا به موسیقی فلامنکو گوش می کنند.

از نظر شما توجه مسئولین فرهنگی کشور به این موسیقی چگونه است؟
مسئولین فرهنگی نسبت به موسیقی کلاسیک و فلامنکو راحتتر برخورد میکنند، چون اصالت اینها شناخته شده تر است. در خصوص مجوز هم به لحاظ فنی بودنشان سخت گیری نمی کنند، در صورتی که برای پاپ، مسئولین زحمت می کشند که آن را به سمت خوبی بکشانند. مسئولین ارشاد به هیچ وجه جلوی کار جوانانی را که پاپ کار می کنند، نمیگیرند بلکه آنها را یاری و راهنمایی می کنند، ولی این مسئله به قدری حالت دکان پیدا کرده که افرادی فکر می کنند با پاپ خیلی سریع ثروتمند میشوند و در واقع بهترین راه برای پول در آوردن است {پس} مسئله کیفیت و کمیت در تضاد قرار می گیرد و کیفیت کمتر میشود.

به عنوان سئوال آخر، چرا موسیقی فلامنکو در هیچ جای جهان و همچنین اسپانیا در دانشگاهها و کنسرواتوارها فعلا" تدریس نمیشود، بلکه در یک سری آکادمی ها و موسسات آموزش داده میشود؟
فکر می کنم اینکار به زودی انجام شود، اما هر زمان که تمام موسیقی ملل در دانشگاهها وارد تدریس شوند، موسیقی به وضع خوبی در می آید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:21  توسط میلاد   | 

گیتاریستی از jerez اخیرا آلبومی با نام andando el tiempo را ضبط کرده و خودش آن را یک کار مناسب براي گيتار میخواند. او كسي جز خراردو نونيز نيست. این حقیقتی است که اگر چه او یک گیتاریست پرکاری است ولی 5 سال طول کشید تا کار این البوم به سرانجام برسد.


بیشترین زمان او و مشغله او در پروژه های زیادی بود كه در سبک های مختلف از جمله  jazz , german linares , accompany panying و.....  به فعالیت پرداخته است . علاوه بر این او در سالهای گذشته تعداد قابل ملاحظه ای اجرا داشته و نمایش خوبی را به اجرا گذاشته است.


- چرا اجرا این آلبوم مدت زمان طولانی را به خود اختصاص داد ؟
وقتی شما مطمئن نیستید  که بعضی چیز ها مانع پیشروی کار میشوند ،نمیتوانید به درستی برنامه ریزی کنید.و من قبلا دو یا سه قطعه را ضبط کرده بودم .ولی  نه تمام آن را و در میان این کار ،کار های فرعی زیادی را انجام دادم.


- آیا این درست است که شما در تعداد زیادی پروژه همکاری دارید ؟


عتقاد دارم که باید کار های بیشتری را ضبط کنم و من در حال ایجاد یک استو دیو هستم که بخشی از کار من است . همانند یک کار مهم .ضبط کردن آثار  کار بسیار مهمي است.


- andando el tiempo  بسیاری از کمپوزیسیون های 5 سال اخیر را شامل میشود که حتما قبلا روی آن کار کردید. این کار دقیقا شامل چه چیز هایی میشود.؟


تعداد کمی اثر وجود داشتند که  روی jazz pana  همراه با فرمت جز بودند  که من آن ها را انتخاب کردم .ولی آن ها را به  گیتار تبدیل کردم.اگر شما مشاهده کنید  تنها یک اثر است که من با perico sambeal  و paolo fresu  همکاری کردم  و د ر بقیه آلبوم  با trio , Pablo , capillo  و ...... همکاری داشتم .


- و چرا از کمپوزیسیون های  impetus   و  Mario es cuclera  استفاده کردید ؟


 این کار اصل خود Mario  است .در هریک از این قطعات من به ستایش و احترام پرداختم . به بعضی از موسیقیدان ها در فلامنکو ،در نیویورک   با قطعه ی bill evans  و یا jucal  و یا  remache و یک خواننده جز  به ستايش آنها ژرداختم و این کار برای  افرادي بود که آنها را ندیده اند. Mario  قبلا مورد احترام سابیکاس قرار گرفته و ترکیب های جالب و زیبایی را با هم دارند.


- در  مورد قطعهTemplo del lucero  توضيح ميدهيد
 این یک solea por buleria  است که من در  jazzpena  ضبط کردم.اما اکنون تمام سولو ها با گیتار است . و در حقیقت این  مانند یک ستون برای فلامنکو است.


- مطبوعات بیان کرده اند که همانند تغییر زبان شیوه گیتار زدن هم تغییر میکند ؟


 این طبیعی است .چون که وقتی شما  به حد کمال و بلوغ می رسید .گیتار زدن شما هم تغییر میکند.


-هدف شما چیست  و به چه مراحلی میخواهید برسید ؟ و اکنون وضعیت خود را چگونه ارزیابی میکنید ؟


 من برای خود هدف مشخصی را تعیین نکردم .  و اکنون وضعیتم ؟ حقیقتا نميدانم .من همانی هستم که هستم .آن چیزی  که من به ان علاقه مند هستم خود هنرمندان است .نه شیوه گیتار زدن آن ها .و من از هنر ،دوستی  و تمام این ها لذت میبرم. .بعضی چیز ها هستند که  ذهن و  تمام وجود شما را درگیر میکنند . و لی وقتی آهنگ میسازید و یا نوازندگی میکنید  ،تمام آنها بر طرف میشود . و به یک حالتی از درون من خارج میشود . ولی موسیقی از من خارج نمیشود .


- در مطبوعات بیان شده بود که شما فلامنکو مدرن کار میکنید .نظر شما چيست؟


آنها اصطلاحات رایج مردم را استفاده میکنند  تا همه چیز را طبقه بندی کنند.فلامنکو مدرن. من نمیدانم که این درست است یا خیر . ما  نسبت به گذشته متفاوت ساز میزنیم. این واقعا خودش را نشان میدهد . پاکو دلوسیا و سابیکاس گیتاریست های جوان را  اشباع کرده اند. مردم میفهمند که تکنیک شما را به جایی نمیرساند .اما بدون تکنیک مردم فقط مجبورند موسیقی بسازند و بنوازند و داستان های خود را بگویند .



منبع : هنر و موسيقي
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 18:34  توسط میلاد   | 

انيو موريكونه، يكى از بزرگترين آهنگسازان فيلم در جهان اگر چه نزديك به هشتاد سال از عمرش می‌گذرد و تا به حال جوايز متعددی، از شير طلايى جشنواره ونيز گرفته تا جايزه گلدن گلوب را كسب كرده ، اما جاى جايزه اسكار در كلكسيون افتخارات اين آهنگساز بزرگ ايتاليايى خالى بوده كه حال اين خلا نيز پر شده است.

http://www.enniomorricone.com

برای دومین بار در تاریخ هفتاد و نه ساله مراسم اسکار، جایزه یک عمر فعالیت هنری به یک آهنگساز سپرده می‌شود. انیو موریکونه نامی است که همه علاقه مندان سینما و به ویژه سینمای وسترن را به سال‌های دور برده و تداعی کننده نوای دلنشین فیلم «خوب ، بد ، زشت» است.

او به پاس ۴۵ سال فعالیت در حوزه موسیقی با خلق بیش از ۴۰۰ اثر برای فیلم و سریال‌های تلویزیونی روز ۲۵ فوریه در سالن آکادمی اسکار مورد تقدیر قرارخواهد گرفت. موریکونه پیش از این ۵ بار کاندید دریافت جایزه اسکار برای بهترین موسیقی فیلم شده بود ولی هیچگاه موفق به دریافت آن نشد.

انیو موریکونه در سال ۱۹۲۸ در شهر رم پایتخت ایتالیا به دنیا آمد و در یکی از معروف‌ترین کنسرواتوارهای دنیا سانتا چچیلیا Santa Cecilia موسیقی را آموخت. او نواختن ترومپت، آهنگسازی و همچنین رهبری کر را در همان کنسرواتوار فرا گرفت.

در سال ۱۹۶۲ کار نوشتن موسیقی فیلم را آغاز کرد و توانست در یک سال ۲۰ موسیقی متن فیلم بنویسد. نام موریکونه با موسیقی فیلم «برای یک مشت دلار» اثر سرجیو لئونه بر سر زبان‌ها افتاد و از آن پس پله‌های پیشرفت را یکی بعد از دیگری بالا رفت.

چندی پس از آن موریکونه با ساختن موسیقی برای فیلم «خوب، بد، زشت» اثر همان کارگردان به یکی از چهره‌های مشهور موسیقی در سینما تبدیل شد و به خصوص نام او با سینمای وسترن گره خورد.

البته وسترن از نوع ایتالیایی که در بین منتقدان سینمایی به وسترن اسپاگتی شهرت دارد.

او با استفاده از صداها و ابزار الکترونیک در موسیقی فیلم «خوب، بد، زشت» دست به خلق اثری زد که در زمان خود یک نوآوری محسوب می‌شد. موریکونه در موسیقی خود از افکت‌ها و صداهایی استفاده کرد که نمی‌شد آنها را با سازهای آکوستیک تولید کرد. از آن جمله می‌توان به استفاده او از سوت اشاره کرد.

ترکیب بندی سازهای «خوب ، بد ، زشت» و هم چنین استفاده از اصوات نامتعارف و الکترونیک از کارهایی بود که در آن زمان (دهه شصت میلادی) بسیار بدیع و خلاقانه جلوه می‌کرد و همین نوآوری او، منتقدان را از آن زمان تا اکنون به ستایش واداشته است.

تنوع سبک در کارهای موریکونه از دیگر خصوصیات این آهنگساز است. او شیوه‌های مختلف را در آهنگ‌هایش تجربه می‌کند .

به عنوان مثال درست برخلاف موسیقی فیلم «روزی روزگاری آمریکا» که در ذات خود تم زیبا و برجسته‌ای دارد، موریکونه در فیلم «خوب ، بد ، زشت» از یک تم ساده و پیش پا افتاده و حتی هزل آمیز مجموعه‌ای دلنشین و به یاد ماندنی برجای می‌گذارد.

یکی از ابتدایی‌ترین اصول برای ساخت موسیقی فیلم آن است که موسیقی نباید از فیلم برجسته تر باشد بلکه باید در خدمت آن قرار بگیرد. یکی از ویژگی‌های آثار موریکونه آن است که نه تنها آهنگ‌هایش در خدمت فیلم هستند بلکه بسیاری از آنها به عنوان موسیقی محض و جدا از سینما و فیلم نیزقابل تامل می‌باشند.

از دیگر آثار این آهنگساز که بسیار متفاوت از آهنگ‌های فیلم‌های گذشته از جمله فیلم‌های وسترن اوست، می‌توان به سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره اشاره کرد. موسیقی موریکونه به این فیلم وجهه‌ای خاص بخشیده چراکه بیشتر از دیالوگ‌های رد و بدل شده بین شخصیتها، موسیقی، مدیوم ارتباطی بین فیلم و تماشاگر است.

همکاری موریکونه با تورناتوره ادامه پیدا می کند تا در سال ۲۰۰۰ برای فیلم مالنای او نیز آهنگ می سازد. این فیلم از جمله فیلم هایی بود که کاندید دریافت اسکار برای بهترین موسیقی متن فیلم شد.

اگر چه شاید داوران اسکار دیر به فکر تقدیر از موریکونه افتادند اما او پیش از این در اروپا جوایز بسیاری را تصاحب کرد. از آن جمله می‌توان به شیر طلایی ونیز در سال ۱۹۹۵ برای یک عمر فعالیت سینمایی ، جایزه گلدن گلاب در سال ۲۰۰۰ برای فیلم «افسانه ۱۹۰۰» به کارگردانی جوزپه تورناتوره اشاره کرد.

او هم چنین در سال ۱۹۹۰ برای موسیقی فیلم سینما پارادیزو ساخته تورناتوره توانست سه جایزه مهم اروپایی یعنی بافتای بریتانیا، کن فرانسه و داود دوناتللوی ایتالیا را به دست آورد.

انیو موریکونه در گفتگویی که چندی پیش با رادیو کاپیتال ایتالیا درباره دریافت جایزه اسکار انجام داده بود می‌گوید: «این اعتباری است که از میان سایرین به من تعلق می‌گیرد بنابراین نمی‌گویم که می‌توانستند این جایزه را خیلی پیش از این به من بدهند.»

موریکونه با وجود آن که با بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان مطرح هالیوود کار کرده است اما هیچ وقت نمی‌خواهد به آمریکا نقل مکان کند. برای ترغیب او به زندگی در آنجا حتی ویلایی در بورلی هیلز هم پیشنهاد داده‌اند ولی موریکونه می‌گوید: « من همیشه عاشق شهر رم هستم و هرگز به زندگی در کالیفرنیا فکر نکردم.»

در ايتاليا موريكونه را به عنوان آهنگساز ترانه‌های معروفی چون (Se telefonando) برای مينا ماتزینی Mina Mazzini خواننده مطرح ايتاليايی نيز می‌شناسند. اين ترانه درسال ۱۹۹۶ بهترين ترانه سال شد و خواننده‌اش را به اوجی رساند كه هيچوقت ديگر نتوانست آن را تكرار كند. این ترانه هنوز هم از جمله ترانه‌های بسیار محبوب ایتالیا به شمار می‌رود


منبع :صداي آلمان
http://www2.dw-world.de/persian

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:39  توسط میلاد   | 

در دنیای نوازندگی گیتار کلاسیک در حال حاضر میتوان نوازندگانی را دید که هر یک شیوه و تفکر خود را چه در اجرا و چه در موزیک دنبال میکنند. در دنیای امروز بحث تکنیک انهم در معنای خاص ( سرعت انگشتان ) دیگر به امری بدیهی و ساده تبدیل شده است برخلاف آن چیزی که بیشتر در تفکر حاکم بر نوازندگی در ایران میبینیم که شاید آنرا باید بحساب جوان بودن نوازندگی گیتار در کشورمان ارتباط بدهیم. دنیای امروز موسیقی از بیان موسیقی حمایت میکند.Paul Galbraith را میتوان یکی از نوازندگانی دانست که چه در اجرا و چه در موزیکالیته متفاوت از سایرین میباشد.
قابل ذکر است این مقاله در شماره ویژه نوروز اسفند 86 ماهنامه هنر موسیقی بچاپ رسیده است.

وی در مارس 1964 در اسکاتلند بدنیا آمد که عمده شهرت وی بخاطر شیوه نواختن گیتار - همانند ویلنسل - میباشد.
در سن 17 سالگی مدال نقره مسابقات بین المللی گیتار سگوویا را از آن خود کند . زمانی که خود سگوویا در قید حیات بود و نوازندگی وی را این چنین توصیف نمود:
با شکوه
ای موفقیت بزرگ باع شده تا وی بتواند در عرصه موسیقی بین الملل فعالیت هایش را گسترش دهد که میاوان به همکاری وی با برخی از بهترین ارکسترهای جهان چون :

Royal Philharmonic, Chamber Orchestra of Europe, BBC Philharmonic, Scottish Symphony Orchestra, English Chamber Orchestra, BBC Scottish Orchestra, Scottish Baroque Orchestra, Ulster Orchestra
همکاری نماید.
همچنین به اجراهای وی در کشورهایی چون ایتالیا - اسپانیا - یونان - برزیل - آمریکا - هند - ایسلند - چین و کانادا اشاره نمود.

اما شیوه عجیب وی در نوازندگی در سال 189 و در فستیوال موسیقی ادینبورگ بر همگان آشکار شد. گیتار وی از پایه ای فلزی همانند ویولنسل و جعبه ای در زیر آن برای نگه داری ساز تشکیل شده است ه
اما عقیده وی از انجام این تغییر در استیل گیتار این بود که این شیوه باعث میشود تا برخلاف روش سنتی نوازنده بتواند با سهولت بیشتری قطعات را اجرا نماید و گیتار ثبات بیشتری دارد و این ثبات موجب بالا رفتن کارایی دست راست میشود و همچنین از فشارهایی ک هبرکمر بر اثر نواختن گیتار با تکیه بر شیوه سنتی بوجود می اید جلوگیری نمود.
هر چند هفته بعد از کنسرت با این شیوه جدید وی دچار حمله سیل منتقدانی شد که اعتقاد راسخی به استیل سنتی گیتار کلاسیک را داشتند .
و مدتها این انتقاد بر کار وی وارد بود تا اینکه سه سال بعد وی با توجهی تاثیر گذار از سوی Sérgio Abreuنوازنده شهیر برزیلی و David Rubioسازنده گیتار روبرو شد که در آن وی این شیوه را بسیار مفید برای داشتن حداکثر کیفیت صدا در گیتار میدانستند که وی با
کمک آن سازنده گیتار توانست ایده خود را گسترش بدهد.

واضافه نمودن دوسیم به پیشرفت این ایده کمک بسیاری نمود.
داشتن دو سیم اضافی ( گیتار هشت سیم ) .
که هم طراحی بدیع ساز و از سوی دیگر اضافه شدن این دوسیم موجب شد تا قابلیت حجم صدای ساز گیتار بطرز خیره کننده ای تغییر نماید.

اجرای قطعاتی از باخ و همچنین برامس با تنظیماتی که بسیار شبیه نسخه اصلی آن باشد یکی از آرزوهای وی بود که با تکیه بر این ایده محقق میشد .( توضیحات : متاسفانه یکی از ایرادات عمده و شاید نقص بزرگی که بر نوازندگی آثاری چون باخ بر گیتاریست ها وارد است دور شدن از فضای اصلی قطعات میباشد که بخاطر همین هم شاهد هستیم صداها تنظیم تنها از یک قطعه باخ وجود دارد و یا داشتن محدودیت صدا که جدا از
مشکلتر کردن کار نوازنده نمیشود رنگ صدا و صدای مورد نظر را از گیتار بوجود آورد)
و طراح آن David Rubioعنوان - BRAHMS GUITAR- را برای این گیتار انتخاب نمود.
همانند نارسیسو یه پز نوازنده اسپانیایی که ایده گیتار 10 سیم وی تحولی را در دنیای گیتار بوجود آورد و موجب گسترش رپرتوار گیتار شد و همچنین بالا رفتن کیفیت اجرای قطعات گیتار ار دوره های باروک و رنسانس ایده گالبریث نیز موجب همین اتفاقات نیز شد که در حال
حاضر وی شاگردان بسیاری را دارد که به وشیوه و استیل وی به نوازندگی میپردازند .

PAUL GALBRAITH’s recording of the Complete Bach Violin Sonatas and Partitas (Delos) was nominated for a 1998 GRAMMY AWARD in the category of Best Solo Instrumental Album.

قابل ذکر است اجرای تمامی Bach Violin Sonatas and Partitas (Delos)نامزد جایزه گرمی در سال 1998

و این دوسی دی توسط مجله گرامافون بعنوان یکی تحول در ضبط آثار گیتار کلاسیک شناخته شد و همچنین قرار گیری در 10آلبوم برتر Billboard’s classical charts

در انتها:
هدف از ارائه این مطالب آشنایی مخاطبان و علاقمندان گیتار کلاسیک با دنیای متحول شده گیتار کلاسیک و تفکرات روز آن میباشد . آشنایی با نوازندگان برجسته ای که در ایران کمتر به آنها پرداخته شده است و یا کلا ناشناخته مانده است که در طی این سالها از طریق - گیتار برای هم - سعی شده تا بیشتر با این تحولات آشنا شویم.
اما بجاست که با دیدن این تغییرات و تحولات بسرعت بسراغ آنها نرویم! بالاخص هنرجویان گیتار که باید سعی نمایند تا ابتدا با متد استاندارد و بروز گیتار آشنا شوند چه در استیل و چه در نوازندگی و اگر میبینیم امروزه شیوه های مختلفی در اجرا وجود دارد این تفکرات برخواسته از نوازندگانیست به درجه بالایی از موزیک و تکنیک رسیده اند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:33  توسط میلاد   | 

ویدیو اجرای قطعاتی مختلفی از آدام دل مونته بهمراه مصاحبه با این نوازنده برای دانلود در سایت قرار گرفت.

قسمتی از اجراهای مختلف و مصاحبه با آدام دل مونته

Down Load - دانلود کنید

اجرای قطعه سویا از آلبنیز

Down Load - دانلود کنید

اجرای قطعه ای به نام Jazzmenco

Down Load - دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:28  توسط میلاد   | 

آز آنجا که من در مالاگا بدنیا آمدم و چهار تابستان طولانی را نیز به همراه کولی ها ، همچون آنها در غارهای ساکرامنته در گرانادا زندگی کرده ام؛ بعد از این همه می توانم بگویم که پاسخ این پرسش مثبت است. آیا این به آن معنی است که هر فردی باید در این مسیر قدم بگذارد ؟ البته خیر

هر شخصی در طول یادگیری روش خاص خود را می یابد. هر چند که من در طول سی و یک سال نوازندگی گیتار و بیست سال تدریس آن چند قانون اساسی را برای خود تعیین کردم. فکر می کنم که تجربیات من می تواند به افراد دیگر در بیشینه سازی قدرت یادگیری و دوری از دام اشتباهات بزرگ و عقاید مضر در رویه تمرین کمک نماید .

بطور معمول آموزش های ما در مدرسه بصورت خطی است ، هر ذره اطلاعات در بازه ای از زمان به ما داده می شود. اغلب بطور غیر کامل و بدون ارتباطی عاطفی با زندگی خارج. موسیقی قطعا اینگونه آموخته نمی شود. سوء تفاهم نشود – بخشی از یاد گیری موسیقی نیز در طبیعت خود بصورت خطی است مانند یادگیری نت ها در یک صفحه یا ویدئو و … اما بیشتر بر مبنای درک عاطفی ساز شخصی خود ، سبک موسیقی ، فرهنگ ، زبان و مردم است. بطور خلاصه این کل فضای پیرامون است که یاد گیری شما از آن سرچشمه می گیرد در این زمان بخش های خطی یادگیری زنده و لذت بخش می شود. این دید موجب درک آن می شود که چطور می توان یک هزاربار یک پاساژ را بطور آهسته تمرین کرد و عصبانی نشد اما درواقع سود این عمل به عنوان نتیجه آن به خود فرد باز می گردد . از اینرو من هر فرد خواستار یادگیری فلامنکو را تا حد ممکن به گوش کردن و تماشای فلامنکو و رقص آن ، باز دید از اسپانیا به منظور درک ذهنیت مردم ، خوردن غذاهای اسپانیایی و نوشیدن نوشیدنی های اسپانیایی ( اگر در سن نوشیدن هستید ! ) تشویق می کنم.

در مورد آنهای که در خارج از اسپانیا فلامنکو می آموزند و یا آموزش می دهند چطور ؟

اگر شما اسپانیولی صحبت نمی کنید ،هرگز در اسپانیا نبوده اید و در محیط فلامنکو رشد نکرده اید ، شما چگونه یاد می گیرید ؟ سوال خوبی است. خب شما یک جایی شروع می کنید ، اما کجا و چگونه ؟

خوب و محکم ، کیفیت اطلاعات به وضوح بسیار مهم است. شما باید مدرسی داشته باشید که فرم ها را بشناسد ، توانایی اجرا را داشته باشد و بتواند اطلاعات خود را انتقال دهد و سپس در پایان درس شما احساس کنید که این دانش را دارید هرچند که ناچیز باشد – شما آنرا بدست آورده اید و حال از آن شماست. سپس نیاز دارید هر فالستایی را یاد بگیرید ( واریاسون های موزیکال ) و همینطور الگوهای کمپاس ، اهمیتی ندارد که چه کسی آنها را تصنیف کرده است. آنها تنها یک نمونه از بینهایت تصنیف های محتمل موجود در فرهنگ لغات زبان فلامنکو است.

چیز دیگری که باید پرورده شود توانایی گوش کردن با قلب است. معنی این چیست ؟ زمانی که در آمدی از سگریاس و یا تاخت و تازی تکان دهنده از گلپه های بولریاس را می شنوید و خون شما به جوشش در می آید این گوش کرد با قلب است. زمانی که این احساس را در قلب خود دارید باید بینش خود را برای یافتن راه برقراری ارتباط ، بین یادگیری خطی با احساسات هوشیار خود از آنچه از مدرس یا سی دی یا ویدئو می آموزید تا حد ممکن دقیق برقرار کنید و تحلیل کنید که نتنها چه چیزی نواخته می شود بلکه چگونه نواخته می شود . و به این شکل به ایجاد مسیری به قلب راهنمایی می شوید . این شیوه ، یاد گیری با نفوز خوانده می شود.

من په په هبی چوئلا را به عنوان استاد و مربی خود می دانم. او چه تعداد فالستا را در طول پانزده سال رابطه به من نشان داد ؟ حدود چهار یا پنج تا . پس چرا من او را مربی خود می دانم ؟ زیرا بجای آموزش دیدن از او ، با مطالعه او آموزش دیدم. درک میکنم که همه افراد چنین نعمتی را در اختیار ندارند اما این شانس من بود و امید وارم تا برخی از این روحیات را در درسهای خود چه بصورت خصوصی و یا در New Learning Vision به دیگران منتقل کنم.

نمی توانم به حد کافی بر اهمیت تمرین آهسته و عمیق تاکید کنم . په په همیشه از این جمله استفاده می کرد

Tranquillo la Saldra ” ” ، ” راحت باش ، آسوده بگیر – خودش بیرون می آید ”

این مطلوب من برای بیشینه کردن یاد گیری است . بواسطه دروس آنلاین ، ارسال دقیق چنین چیزی : توضیحاتی آهسته و اطلاعات خطی عمیق با درک رویه کلی. رویه کلی شامل : درک صحیح از تکنیک و چگونگی توسعه دادن آن در سطوح مختلف ؛ راه طبیعی پیشرفت در میان پیچیدگی و سختی رپرتوارها و تمرکز بر موزیکالیته آنچه که به تمرین آن می پردازید. نه تنها مکانیزم تکنیک ها بلکه بیان و گویایی آنها – تمامی آنها باید در یک تعادل پایدار قرار گیرند.

به یاد داشته باشید ، زمانی که در راه یاد گیری قدم برمی دارید هرگز احساس قانع بودن نمی کنید زیرا همواره آگاه هستید ( و یا باید بدانید ) که تا چه اندازه نمی دانید و چه میزان زیادی برای یاد گیری وجود دارد این احساس ناخرسندی موجب یاد گیری بیشتر و درک آن است که همواره در
باقی مانده عمر چیزی برای یاد گیری و نگاهی به جلو وجود دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:26  توسط میلاد   | 

ترجمه و تدوین :مصطفی هدایتی - همکار رسمی سایت

گیتار و چوب آن

در گیتارهای کلاسیک مرغوب ، بطور سنتی از رز وود برای پشت و پهلو ، صنوبر برای صفحه صدا ، ماهون برای دسته و آبنوس برای صفحه انگشت گذاری استفاده می شود.هرچند که این آغاز یک داستان پیچیده است . چنین چوب هایی در انواع مختلفی از نوع و کیفیت وجود دارند و از طرفی عملکرد صوتی آنها به طریقه بریدن ، خشک کردن و سن آنها بستگی دارد.

چوب برای صفحه صدا

همانطور که آنتونیو تورس ( 1892 – 1817 ) در حدود یک قرن پیش ثابت کرد ، صفحه رویی در گیتار بیشترین تاثیر را در صدا دارد. در میان چندین انتخاب برای صفحه صدا صنوبر بیشترین مورد استفاده را دارد که خود در چند نوع است که در ساخت گیتار بکار می رود .

آنتونیو تورس

گیتار طرح تورس

اولین انتخاب برای گیتارهای درجه یک صنوبر آلپاین ( picea abies ) می باشد که بطور معمول صنوبر آلمانی خوانده می شود . این صنوبر
اروپایی که از جنگل های سوئیس ، آلمان و مزارع یوگسلاوی می آید ، در سالهای اخیر به سختی یافت می شود

. Sitka یا همان صنوبر انگلمن از امریکای شمالی دارای کیفیتی پایین تر از نمونه اروپایی آن است اما به وسعت در ساخت گیتارهای باسیم استیل مورد استفاده قرار می گیرد زیرا ساختار متفاوت فیبر آن به تعدیل هارمونی خشن این سازها که توسط سیم های استیل ایجاد می شود کمک می کند. نمونه دیگر ، صنوبر هوکایدو است که توسط سازندگان ژاپنی در گیتارهایشان به کار می رود.

Spruce-Sitka Spruce

در دهه 60 صنوبر آلمانی با کیفیت بالا بسیار گران و کمیاب شد خوزه رامیرز سوم ( 1995 – 1922 ) شروع به تحقیق برروی سدر قرمز غربی ( thuya plicata ) کرد که بطور معمول سدر کانادایی خوانده می شود.

رگه های مستقیم و نزدیک بهم ، ثبات فرم حتی در قبال تغییر رطوبت و دما و پاسخ دهی زیاد ، آن را جایگزین مناسبی برای صنوبر ساخت. بدنبال رامیرز بسیاری از سازندگان مشهور همچون ایگناسیو فلتا ( 1977 – 1897 ) و دانیل فریدریچ ( متولد 1932 ) شروع به ساخت گیتار با چوب سدر کردند.

هرچند برخی از سازندگان توانستند نتایج خوبی بدست آورند دیگران نتوانستند چوب سدر را بکار برند. انتخاب بین صنوبر و سدر ( در صورت یکسان بودن دیگر عناصر ) به سلیقه شخصی بستگی دارد مانند تفاوت بین بستنی وانیلی و شکلاتی .

Chocolate Cedar

گیتار با چوب سدر به فرکانس های پایین و تحریک کم بهتر پاسخ می دهد و معمولا شیرین تر و مهربان تر است هرچند که سازندگان می توانند از سدر برای تولید صدای درخشان و صاف نیز استفاده کنند. در کل گیتارهایی با چوب سدر دارای صدای تیره تر و کم جهت تر اما فراگیرتر از صنوبر می باشند. صدای صنوبری با سن مناسب آشکارا بی همتا است ، وضوح ، صراحت و جهت دار بودن صدا به مانند یک پیکان از ویژگی های آن است.

از نکاتی که در رابطه با چوب سدر می توان گفت آن است که ناهمانند با صنوبر ، صدای آنها با مرور زمان و افزایش سن تغییر نمی کند به عبارت دیگر از همان ابتدا قدرت پاسخ دهی خود را دارند و نیازی نیست تا چند سال نواخته شوند تا صدایی چون یک صنوبر مسن را بیابند.

نکته ای که در رابطه با گیتار با چوب صنوبر وجود دارد آن است که صنوبر نسبت به تغییرات رطوبتی حساس تر از سدر هستند و عملکرد آنها به سن چوب و طریقه خشک کردن آن وابسته است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:22  توسط میلاد   | 

شاید بتوان یکی از مهمترین اتفاقات این چند سال برگزاری منظم مسابقات گیتار کلاسیک در جامعه نوازندگی گیتار ایران بوده است که توانسته در این فضای موجود موجب دلگرمی واشتیاق علاقمندان به افزایش فعالیتهایشان در زمینه نوازندگی گیتار شده است . و در این جا باید از تلاشهای آقایان کیوان میرهادی و دکتر سیمون آیوازیان نیز در جهت برگزاری منظم این مسابقات تقدیر نمود . اما از نکات جالب مسابقات امسال برگزاری مسابقات تکنوازی گیتار فلامنکو نیز میباشد که قسمتهای مختلف این دوره از مسابقات بدین شرح میباشد.

مسابقات گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ماه 1387 برگزار میشود. این چهارمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران می باشد. متن اطلاعیه این مسابقه به شرح زیر است:

مسابقات این دوره در شش بخش ودر دو مرحله ، بدون محدودیت سنی به شرح زیر است :

1 – Level 1:

1- INVOCATION & DANSE ( J. RODRIGO )
2- LA MAJA DE GOYA ( E. GRANADOS )
توضیح : الف ) هر دو قطعه اجباری است. ب) قطعه مرحله اول و دوم فینالیست ها متفاوت است .

2- Level 2 :

1- CANCION & DANZA ( A. RUIZ PIPO )
2- BAGATELLE NO.5 ( W. WALTON )
3- SCOTISH CHORO ( H. VILLA- LOBOS )

توضیح : الف ) فقط دو قطعه/ اجباری ب) قطعه مرحله اول و دوم فینالیست ها متفاوت است .


3- Level 3 :

(بخش آزاد )
توضیح : الف ) نوازندگان فقط باید یکی از ردیف های 1 تا 7 را انتخاب کنند.
ب ) قطعات دیگر قابل پذیرش است به شرطی که در کلاس این قطعات یا بالاتر باشد .

1- SONATINA ( 1ST MVMT ) ( L. BERKELEY)
2- SONATA D- MINOR ( D. SCARLATTI )
3- FUGUE A- MINOR ( BWV 1000 ) ( J .S. BACH )
4- QUATRE PIECES BREVES ( F. MARTIN )
5- ETUDES NOS. 2 & 11 ( H. VILLA – LOBOS )
6- CARRORA & VALSE VENEZOLANO NO. 3 ( A. LAURO )
7- CAVATINA & MISIONERA ( S. MEYERS & J. MOREL)


4- FREE STYLE COMPOSITION:

کمپوزیسیون ( آهنگسازی ) آزاد :

یک قطعه سولو ( بین 2 تا 4 دقیقه ) برای گیتار کلاسیک بنویسید و اجرا کنید .
توضیح : الف ) آهنگساز می تواند قطعه را به نوازنده دیگری برای اجرا بسپارد .
ب ) پارتیتور بایدکاملا انگشت گذاری شده و به صورت کامپیوتری تایپ شود و دو عدد پرینت آن تحویل گردد .

5- GUITAR ENSEMBLE
بخش گروهی

تعداد نوازنده : 2 الی 4 نفر ( آزاد )
توضیح : الف ) این بخش شامل گیتار به عنوان ساز محور‍ی آنسامبل مطرح بوده و آنسامبل می تواند شامل نوازند گان دیگر سازهای کلاسیک – آکوستیک نیز باشد.
ب ) قطعات باید از میان آثار تنظیم شده موجود جهانی و استاندارد باشد و پارتیتور چاپی آن ها تحویل گردد.

اما بخش گیتار فلامنکو :
قابل ذکر است این بخش نوازندگان میبایستی قطعات سولو اجرا نمایند.

6- FLAMENCO GUITAR ( SOLO )
تکنوازی گیتار فلامنکو

1- SOLEA PUR BULERIA
2- ALLEGRIAS
توضیح : الف ) هر دو قطعه اجباری است.
ب ) قطعه مرحله اول و دوم فینالیست ها متفاوت است .
ج ) قطعات فوق نباید از کتب آموزشی گیتار فلامنکو مانند خوآن مارتین و نظایر آن باشد .
د ) همراهی کمپاس یا پالماس ( زنده ) اختیاری است .

ثبت نام :

آخرین مهلت : 15/2 / 87
1 - مبلغ 300000 ریال ( سی هزار تومان ) به ازای هر نفر در هر بخش ، واریز به حساب پس انداز 274232773 بانک تجارت – شعبه مطهری شرقی – کد 238 به نام کیوان میرهادی زاده .
اصل فیش در روز مسابقه تحویل دبیر اجرایی خواهد گردید .
2 - نحوه ثبت نام به شرح ساده زیر است :
نام و نام خانوادگی / ، نام بخشی که می خواهید در آن شرکت کنید / ، نام قطعات /، شماره تلفن همراه ( موبایل ) /، شماره فیش بانکی به آدرس سایت kayvan @mirhadi.com یا kayvanmirhadi @yahoo.com ایمیل گردد.

توجه :
*** مبلغ واریز شده غیر قابل عودت است .
*** زمان ثبت نام اینترنتی به دلیل سرعت و راحتی رسانه مزبور تمدید نخواهد شد.
*** شرکت کنندگان می توانند نت های‌خود را با فرمت PDF - JPG نیز به سایت ارسال کنند.
*** روزهای قطعی مسابقه از یک هفته قبل به اطلاع خواهد رسید .


قابل ذکر است که سایت گیتار برای همه Guitar4all بر طبق هر سال کلیه خبرهای مسابقات را از ابتدا تا روز اختتامیه پوشش خواهد داد.
شما میتوانید سوالات احتمالی خود را از طریق ایمیل و یا قسمت نظرات ارسال نمایید.
تغییرات و تاریخ قطعی مسابقات از طریق سایت به اطلاع شما خواهد رسید.

برای رفاه حال شرکت کنندگان عزیز در شهرستانها بزودی نت قطعات هر یک از بخشها در سایت قرار خواهد گرفت.

مطالب مرتبط:

اعلام نفرات برگزیده جشنواره گیتار کلاسیک کشوری در سال 86
گزارشی در زمینه مسابقات کشوری گیتار کلاسیک -تهران86-1
گزارشی در زمینه مسابقات کشوری گیتار کلاسیک -تهران86-2
گزارشی در زمینه مسابقات کشوری گیتار کلاسیک -تهران86-3

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:15  توسط میلاد   | 


موسیقی فلامنكو

اندکی در رابطه با کامبیز افشاری (متولد یازدهم دی ماه 1353 ) :

او تا سن سیزده سالگی در ایران  ( تهران ) حضور داشت و پس از آن برای تحصیل و اقامت عازم هلند شد .وي در سن 15 سالگی با ساز گیتار در سبک کلاسیک آشنا گشت .



وي آموختن گیتار را موازی با تحصیلات خود در درشته برق ادامه داد تا اینکه با موسیقی فلامنکو آشنا گردید و به مدت 5 سال در کنسرواتوار ردتردام زیر نظر پاکو پنیا به فراگیری موسیقی فلامنکو مشغول شد  . وی برای تکمیل آموخته های خود در زمینه موسیقی فلامنکو به اسپانیا سفر کرد و حدود یک سال نیز در سویل ( کریستینا هیرن ) به فراگیری و آموختن این موسیقی پرداخت
این نوازنده چندی پیش ( تير 86 ) به ایران سفر کرد و طی تماس هایی که با او داشتیم قرار ملاقاتی را با او ترتیب دادیم . مطالبی که در سطرهای آینده مطالعه خواهید کرد گفتگوي مفصلي با کامبیز افشاری نوازنده (گیتارفلامنکو)  می باشد که توجه شما را به خواندن آن جلب می کنیم

 

»» شما یکی از نوازندگانی می باشید که با موسیقی کلاسیک فراگیری گیتار را آغاز نمودید ، چگونه به موسیقی فلامنکو علاقه مند شدید و فراگیری آن را آغاز نمودید ؟

خوب من موسیقی کلاسیک را به صورت کاملا جدی آغاز کردم و تصمیم داشتم با پیگیری آن وارد کنسرواتوار بشوم ولی چون مدت کوتاهی بود که فراگیری موسیقی کلاسیک را آغاز کرده بودم نتوانستم وارد کنسرواتوار بشود

هنگامی که در رشته برق شروع به تحصیل کردم آنجا برای اولین بار با موسیقی فلامنکو آشنا شدم . تا به حال این موسیقی را نشنیده بودم ، اثار جیسپی کینگز  را قبلا شنیده بودم و لی فکر نمی کردم فلامنکو سبک و موسیقی مجزا ، جدی و متفاوت باشد

از روز اول سعی کردم این موسیقی را با جددیت دنبال کنم . کسی که به من آموزش می داد شاگرد پاکو پنیا بود . ولی توضیحات تکمیلی در اختیار من قرار نمی داد و بیشتر به آموزش فالستا ها می پرداخت . من دوست داشتم در رابطه با این موسیقی بیشتر اطلاعات داشته باشم و برای همین شروع به گوش کردن این موسیقی کردم . من ساختار موسیقی فلامنکو را در آن زمان به درستی نمیدانستم ولی گوش دادن به موسیقی فلامنکو باعث آشنایی بیشتر با این موسیقی و ایجاد علاقه بیشتر به یادگیری در من شد


 
»» چگونه سطح  دانش و آگاهی شما نسبت به این موسیقی افزایش یافت ؟

استاد اولی که من داشتم بسیاری از موارد مانند کمپاس را زیاد جدی نمی گرفت ، کلاس گروهی بود و سخت گیری کمتر

ولی هنگامی که وارد کنسرواتوار روتردام شدم شرایط تغیر کرد . آنها بسیار دقیق و پله به پله مطالب را آموزش می دهند . شاید حدود شش ماه فقط ضربات انگشت شصت تمرین می شد . اجازه زدن فالستا وجود نداشت و مطالب در رابطه با دستگاه ها و کمپاس آنها ، بسیار دقیق و سخت گیرانه بود .

سیستم پله به پله تدریس و بسیار سخت گیرانه مخصوص به پاکو پنیا بود که در کنسرواتوار اجرا می شد . او موارد بسیار ساده ای را شروع به تدریس می کرد و وقتی بر روی نکته ای ساده تسط پیدا می کردید به سراغ نکته ای دیگر می رفت


»» از شیوه تدریس پاکو پنیا برای ما بیشتر بگویید ؟

در شیوه پاکو پنیا شما وقتی که در گیتار زدن و ارائه تکنیک ها به حد مطلوبی رسیدید و لحن فلامنکو را به درستی بیان کردید ، آن وقت مجاز به انتخاب فالستا برای نواختن می باشید . در کنسرواتوار یک سری فالستا های از قبل تعین شده وجود دارد که حتما باید نواخته شود و پس ار آن مجاز به انتخاب فالستا ها از روی کتاب نت های مخصوص آنها می باشید . انتخاب فالستا دلخواه باید به شیوه ای باشد که بتوانید آن را به درستی بیان کنید و کمپاس آن را نیز به درستی رعایت کنید . در رعایت کردن کمپاس بسیار سخت گیر و دقیق هستند

»» شما یک سال در اسپانیا حضور داشتید . در آنجا شیوه تدریس و کلاس ها به چه شکل می باشد ؟

من در سال 2003 – 2004 به شهر سویل اسپانیا رفتم . در شهر سویل فنداسیون کریستینا هیرن قرار دارد و یکی از مدارس سازماندهی شده فلامنکو در اسپانیا می باشد که می توانید به صورت ترمی یا سالی در آن به فراگیری موسیقی فلامنکو بپردازید . در کریستینا هیرن آواز ، رقص و گیتار در کنار هم قرار دارند و از این نظر برای فراگیری فلامنکو مکان بسیار مناسبی می باشد


»» استادان شما در کریستینا هیرن چه افرادی بودند ؟

بخاطر حضور در کنسرواتوار هلند و حضور در کنار پاکو پنیا ، از لحاظ تکنیک و کمپاس مشکلی نداشتم و در آزمون ورودی در سطح پیشرفته نمره قبولی آوردم .
آزمون به این شکل بود که از من نواختن پیکادو  ، کمپاس و یک همراهی آواز در سولئا توسط نینو د پورا تست گرفته شد که در آن نمره قبولی آوردم 
خب شانس من این بود که آن سالی که در آنجا حضور داشتم استادان خوبی برای تدریس حضور داشتند . صبح ها با مانولو فرانکو کلاس داشتیم . او همراهی با آواز را بسیار عالی تدریس می کرد . به صورت گروهی می نشستیم . یک خواننده حضور پیدا می کرد و درس هر جلسه مربوط به یک دستگاه بود . مثلا فقط یک روز بر روی همراهی با خواننده در دستگاه تارانتا فعالیت و تمرین می کردیم
یادگیری در اسپانیا به صورت تئوری وجود ندارد ، تمرین و ممارست و انتقال سینه به سینه در اولویت قرار دارد

کلاس دیگر تکنیک های فلامنکو بود که مدرس آن میگل انخل کورتس بود . او هم آموزگار بسیار خوبی بود و بیشتر وقت کلاس های خود را صرف آموزش قطعات و تکنیک ها می کرد . در حقیقت قرار بود که این کلاس را من با نینو د پورا داشته باشم و به دلیل علاقه ام به انخل کورتس کلاسم را با او برگزار کردم . نینو د پورا کلاس های خود را با تمرین های سخت و سرعتی بر روی پبکادو شروع کرد که من اصلا با این روش موافق نبودم . انخل کورتس فالستا های زیبا و کاربردی را از خودش آموزش می داد ولی نینو د پورا قطعات خودش را آموزش می داد که آنها را با آن سرعت فقط خودش می تواند بنوازد . شاید شخصیت این دو نفر نیز برای تعین کلاس با آنها برای من تاثیر گذار بود

برای میگل انجل کورتس یادگیری دقیق فالستا ها بسیار مهم بود ولی برای نینو د پورا آنقدر مهم نبود . نمی خواهم در مورد نینو د پورا از بدی یاد کنم او استاد بسیار بزرگی است ولی انرژی و وقتی را که انجل کورتس صرف کلاس هایش می کرد نینو د پورا انجام نمی داد . نینو د پورا بعضی وقت ها در کلاس قدم میزد ، دل نمی سوزاند یا با تلفن صحبت می کرد . این کاراکتر های شخصیتی باعث شد تا بیشتر راغب باشم استادم انخل کورتس باشد

کلاسی دیگری نیز در رابطه با همراهی رقص بود که آموزش آن را ادواردو ربویا برعهده داشت

البته تا جایی که اطلاع دارم در حال حاضر انخل کورتس و مانولو فرانکو از مدرسه رفته اند و به جای آن ها اگر اشتباه نکنم پدرو سیه را آمده است

»» در رابطه با مانولو فرانکو بیشتر برای ما بگویید . او از جمله اولین افرادی بود که کتاب آموزشی فلامنکو ( Encuentro) را روانه بازار کرد ؟

بله . مانولو فرانکو را اگر بخواهید از روی آن فیلم آموزشی ( Enquentro) بشناسید شاید شناخت کاملی نسبت به او پیدا نکنید ، چون فقط سه قطعه را در آن فیلم اجرا کرده است . او یک عجوبه باورنکردنی در گیتار است این مورد در کتاب و ویدئو مشخص نیست . جدا از این مطالب او شخصیتی افتاده و بسیار صمیمی دارد . او یک انسان واقی است . مثلا به خاطر دارم او در سلف مدرسه بارها ما را مهمان کرد . در کلاس درس هر سئوالی می کردیم به خوبی پاسخ می داد به نظر من او یک نابغه است . او در همراهی آواز در اسپانیا معروف است و هميشه تعداد زيادي از خوانندگان خواستار همكاري با او مي باشند

»» در مدرسه اي كه شما در اسپانيا در آن تحصيل كرديد آيا براي سازهاي ديگر مانند كاخون ، كاستانت و يا پالماس زدن كلاس خاصي وجود داشت ؟

كاخون سازي مي باشد كه تكنيك خيلي پيچيده اي ندارد و كلاسي براي آن در مدرسه سويل در نظر گرفته نشده بود . ولي ميتوان آن را در غالب كلاس آموزش داد . بيشتر در مدرسه تمركز بر روي حفظ كمپاس و اجراي درست پالماس بود . براي درست پالماس زدن ( كف زدن ) ، تمرينات مخصوصي انجام مي داديم  . فكر مي كنم كسي كه كمپاس را دقيق فراگرفته باشد به سادگي مي تواند تكنيك هاي كاخون را آموزش ببيند . پالماس زدن درست خود يك رشته مجزا مي باشد و به آن بسيار پرداخته مي شود
 

»» در سال هاي اخير بيشتر از گذشته شاهد حضور موسيقي جز در كنار فلامنكو بوديم كه البته مخالفان بسياري را در اسپانيا دارد و در صدر مخافان ميتوان از مانولو سانلوكار نام برد . آيا در كلاس هاي شما به مباحثي در رابطه با اين موارد پداخته مي شد ؟

بحثي كه هميشه در موسيقي فلامنكو در اسپانيا وجود دارد خالص ارائه دادن اين موسيقي مي باشد . اين مورد نه تنها در رابطه با جز فلامنكو بلكه حتا در خود فلامنكو نيز وجود دارد . مثلا يكي از استادان من در اسپانيا بسيار طرفدار سبك همراهي آواز به سبك قديمي بود .

در رابطه با اعتراض به حضور جز در فلامنكو بايد بگويم كه بعضي از اساتيد مثلا مانند سانلوكار صاحب نظر هستند و چون حالتي فلسفي نسبت به فلامنكو پيدا كرده اند نظرات خاصي را ارائه مي كنند . از طرف ديگر بعضي اساتيد معتقدند هر تركيبي كه بتواند موسيقي و حس فلامنكو را به درستي انتقال دهد زيبا و پسنديده مي باشد .

به نظر من يك نوازنده امكان دارد فالستايي اصيل از فلامنكو را ارائه دهد ولي نتواند آن حس را به درستي انتقال دهد ولي نوازنده ديگر با تركيب آكورد هاي جز در فلامنكو حسي زيبا را از فلامنكو به خوبي بيان كند . به نظر من نوازنده اي كه از بچگي با فلامنكو بزرگ شده باشد و آن را نواخته باشد بلاخره يك روز از آكورد هاي تكراري خسته مي شود و دوست دارد كاري جديد انجام دهد و نوآوري در نواختن ايجاد كند . اگر يك نوازنده اين راه را طي كرده باشد به نظر من زيباتر است تا يك نوازنده اي كه از فلامنكو شناخت كافي ندارد و به يك باره جز را با آن تركيب كند . البته اين نوع موسيقي هم مي تواند زيبايي هاي خاص خودش را داشته باشد ولي مقدار فلامنكو در آن كمتر است .

 

»» شما از لحاظ سليقه شخصي بيشتر طرفدار و مخاطب كدام هنرمندان در موسيقي فلامنكو مي باشيد ؟

من در ميان نوازندگان فلامنكو براي تمامي نوازندگان قديمي احترام قائل هستم و آثار آنها را گوش مي دهم ولي شخصا كار نوازندگان جديد را بيشتر مي پسندم . مثلا گوش كردن يك سي دي از توماتيتو براي من بسيار لذت بخش است . اما در رابطه با خوانندگان شخصا قدما را بيشتر دوست دارم و كارهاي آنها را مي پسندم . مثلا ترجيح مي دهم اثري از مانوئل تورره را گوش كنم تا خواننده جديدي مثل آركانخل . البته با آثار خوانندگي چون دوكنده نيز به خوبي ارتباط برقرار مي كنم .

استادي در اسپانيا به من مي گفت دليل علاقه شما به خوانندگان قديمي شايد اين باشد كه آواز زودتر از گيتار به تكامل رسيده است ، يعني اگر نوآوري هاي جديدي هم در خوانندگي صورت بگيرد ، شايد جذاب باشد  ، ولي ريشه اي نيست ، اما گيتار جاي بسياري براي پيشرفت دارد

 

»» شما حدود 20 سال است كه مقيم هلند مي باشيد . كشوري در شمال غربي اروپا . فرهنگ شنيداري فلامنكو در آنجا به چه شكل مي باشد ؟

هلند در تاريخ روابط بسياري با اسپانيا داشته است و چون كشوري با آب هواي ابري و سرد مي باشد ، مردم بيشتر علاقه دارند كه براي تعطيلات به اسپانيا سفر كنند . در تمام دنيا ديدي اشتباه از فلامنكو وجود دارد و هلند هم نيز از اين قاعده مستثني نيست . اكثريت فكر مي كنند فلامنكو رقص سوياناس يا جيپسي كينگز مي باشد . البته در اروپا بعد از اسپانيا ، فرانسه و آلمان ، كشور هلند از لحاظ فرهنگ شنيداري فلامنكو مطرح مي باشد . در هلند بخاطر حضور كنسرواتوار فلامنكو اين موسيقي پيشرفت چشم گيري داشته است و در هر شهر نيمه بزرگ آن كلاس رقص فلامنكو وجود دارد
 

»» در هلند كنسرتي برگزار كرده ايد ؟

يكي از مشكلاتي كه من در هلند براي برگزاري كنسرت هميشه با آن روبرو بودم نبود خواننده مي باشد . يك خواننده از قديم وجود داشت كه من وقتي سطح كاريم به همراهي با آواز رسيد ، او ديگر حضور نداشت .

كنسرت هايي كه برگزار كردم و بيشتر مي توانم به آن افتخار كنم  مربوط مي شود به بازگشتم از اسپانيا به هلند

من به همراه يكي از دوستانم كه خواننده بود و با او در اسپانيا آشنا شده بودم در كافه اي مخصوص به فلامنكو در هلند كنسرت اجرا كرديم  . محل كنسرت سالن بزرگي نبود ، ولي مكاني مخصوص به اجراي موسيقي فلامنكو در هلند بود كه من و دوستم در آنجا به اجراي برنامه پرداختيم  . من در فستيوال هاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخته ام ولي هيچگاه در يك سالن بزرگ و به صورت اختصاصي به اجراي برنامه نپرداخته ام

خيلي دوست دارم در ايران به اجراي برنامه بپردازم و بارها صحبت آن با دوستان مطرح شده است . دوست دارم با خواننده در ايران به اجراي برنامه بپردازم . چون در ايران نوازندگان زيادي وجود دارند و فكر نمي كنم كار سولو جذابيت زيادي داشته باشد

البته اين كار به برنامه ريزي دقيق احتياج دارد ، چون خوانندگان مورد نظر من در اسپانيا به سرمي برند

 

»» اخبار فلامنكو در ايران را دنبال مي كنيد ؟ آيا مي دانيد فلامنكو در ايران طي 4 سال گذشته جهشي ده ساله را طي كرده است . كدام هنرمندان را در ايران مي شناسيد ؟

 

بله از طريق سايت شما و قبل از شما از طريق سايت هنر و موسيقي اخبار فلامنكو در ايران را پيگيري مي كنم . من چهار سال پيش كه به ايران آمدم  با امير مفاخر آشنا شدم . او فلامنكو را به خوبي بيان مي كرد و من از نوازندگي او بسيار متعجب شدم . در آن زمان اسم بهرام آقاخان و كاوه ناصحي را شنيده بودم ولي نوازندگي آنها را نديده بودم . البته از طريق سايت يوتيوب با نوازندگي بهرام آقاخان آشنا شدم و البته فيلم هاي مهدي محققي را نيز نگاه كردم

يكي از دوستانم به نام آرام آلبومي را از بهرام آقاخان و كاوه ناصحي براي من آورد كه آواز ماتادورها نام داشت و البته بسيار جالب بود . چندي پيش هم آلبوم بهرام آقاخان به نام پرشياناس را گوش دادم كه بسيار جالب است . آلبومي فلامنكو ساخته يك ايراني

 

»» به نظر شما آوازي كه يك خواننده اجرا مي كند تا چه حد مي تواند در بداهه نوازي و خلق ملودي هاي جديد به نوازنده كمك كند ؟

آواز مهمترين عامل زنده نگه داشتن فلامنكو مي باشد . بسياري از گيتاريست ها علاقه بسيار فراواني به همراهي با خواننده دارند . هنگامي  كه خواننده شروع به خواندن مي كند ارتباط بسيار خوبي بين او و نوازنده برقرار مي شود . آنها انرژي و حس را به هم منتقل مي كنند و باعث خلق موسيقي زيبا مي شوند ( دوئنده)
 

»» اگر موسيقي فلامنكو وجود نداشت طرفدار چه موسيقي بوديد ؟

احتمالا در كار موسيقي نبودم . فقط به عنوان يك مخاطب به انواع موسيقي گوش ميكردم ( با خنده )

به موسيقي  اصيل ايراني ،كلاسيك ، موسيقي برزيل و پاپ  علاقه مندم ولي علاقه ام به هيچ كدام به شكلي نيست كه بخواهم زندگي ام را صرف آن كنم

 

»» در آخر كار نظر خودتان را در مورد سايت فلامنكو نيوز بيان كنيد و اينكه هنگامي كه از طرف ما براي شما ايميل ارسال گشت ، خوشحال شديد يا ناراحت . چون چند تن از اساتيد خارج از كشور از ايميل ما ناراحت شدند و يا يكي از آنها تفكرات و برنامه هاي ما را در اختيار سايت هاي ديگر قرار داد ؟

نه چرا ناراحت شوم . البته قبل از ايميل شما با سايت شما از طريق يوتيوب آشنا شده بودم

در فلامنكو نيوز درك و فهم بالايي مشاهده ميكنم . ديگر اشتباهات گذشته در آن وجود ندارد و به هنرمندان و يا مطالب تكراري پرداخته نمي شود . هردفعه كه به سايت شما سر ميزنم از انرژي كه شما براي مطالبتان استفاده مي كنيد لذت مي برم . سايت شما به روز رساني خوبي نسبت به اخبار روز دنياي فلامنكو دارد من هميشه خبر ها و مطالب شما را به دوستانم در هلند نشان مي دهم و به آنها مي گويم ببينيد در ايران چقدر از اخبار روز دنيا فلامنكو مطلع هستند . فلامنكو يك موسيقي زنده و در حال جريان مي باشد و اطلاعات قديمي و آرشيوي كاربرد خاصي ندارد . بايد همگام با تحولات خبررساني كرد . من حس ميكنم اين سايت به خوبي از عهده اين كار برآمده است

 منبع : www.flamenconews.ir

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 21:54  توسط میلاد   | 

 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:38  توسط میلاد   | 

              

جیپسی کینگز به یک سبک شبه فلامنکو می نوازد، نوعی از موسیقی که تا قبل از آنها سابقه نداشته است. نیکلاس یکی از اعضای این گروه در مورد موسیقی خودشان اینگونه می گوید :"جاذبه موسیقی ما از یک سری عوامل نیرموند احساسی ریشه می گیرد. موسیقی ما فریادی است از اعماق وجود. اغلب مردم تصور می کنند که موسیقی ما را شنیده اند، به نوعی در گذشته و در مکانی دیگر".
آنها از همان ابتدا با دادن اولین آلبوم شروع به بالا رفتن از نردبان ترقی کردند و طولی نکشید که مردم در تمامی دنیا ملودی های آنها را زمزمه می کردند و این دلیلی است بر آنکه این گروه هنوز مورد علاقه مردم می باشد. موسیقی آنها در عین حالی که از موسیقی راک لطیف تر می باشد اما به جرات باید گفت که دارای انرژی بیشتری می باشد.
شاید واقعیت آن باشد که آنها واقعا" کولی هستند. افراد این گروه که اغلب از دو خانواده (ری یز و بالیاردو) هستند، از مهاجرین شمال شرقی اسپانیا به فرانسه می باشند، در فقر و در اجتماعات کولی آرنو و مونت پلیه فرانسه رشد کرده اند. آنها هم اکنون با هواپیمای اختصاصی یا اتوبوس های بسیار لوکس سفر می کنند، اما هنوز به ریشه های اجتماعی خود وابسته هستند و هنگامی که در مسافرت برای اجرا نیستند در کمپ زندگی می کنند.
آنها معتقد هستند که یکی از عوامل موفقیت گروه، بی همتایی آنها در بازار موسیقی می باشد. نیکلاس از اعضای گروه می گوید : " مردم از بدو تولید راک گوش می دهند و بتدریج سیر می شوند. آنها چیزی دیگری نیز می خواهند و این دلیلی است که برای دیدن کنسرت های ما می آیند."
شاید فرهنگ ، زبان و شاید حتی موسیقی آنها مخلوطی از فرهنگ ، زبان و موسیقی اسپانیا، فرانسه و رومانی می باشد و اگر چه موسیقی آنها به سبک فلامنکو می باشد اما کاملا" از آن متمایز است.
نیکلاس در باره اختلاف موسیقی خود با موسیقی فلامنکومی گوید : "در جنوب اسپانیا فلامنکو یک نوازنده گیتار دارد، یک رقصنده و یک آوز خوان. از جایگاه شنیده و دیده می شود و مردم فقط تماشاگر یک اجرا هستند. در حالی که موسیقی ما یک اجرا و فعالیت مردم توام هست. مردم ساکن نمی مانند. ریتم ها سریع ست و همه می رقصند و از حضور خود لذت می برند. آنها از این موسیقی در جشن ها و مهمانی ها، عروسی ها و ... استفاده می کنند ... این تفاوت بزرگی است".
او می گوید : "آوزا خوانی فلامنکو بسیار دشوار است. هر کسی می تواند یک گیتار بدست بگیرد و آنرا به صدا در بیاورد، اما خوانندگی فلامنکو اینگونه نیست. شما در این روزها خواننده فلامنکو کم می بینید تعداد کمی وجود خوانند دارد که در سبک های مشابه مانند رومبا، تانگو، بولریا و ... می خوانند و نه بیشتر".

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:12  توسط میلاد   | 

سلام
بعد از نوشتن مطالب اخیر لازم دیدم که در رابطه با میزان و ضرب و اصول آن در موسیقی کلاسیک شرحی کوتاه بنویسم تا ابزاری اماده در اختیار داشته باشیم البته توضیحات کاملتر را می توان در کتاب های تئوری موسیقی یافت. در اینجا بطور اجمالی به دسته بندی کلی میزان و بررسی نمونه های پر کاربرد آن می پردازیم.

ابتدا در ارتباط با اهمیت ریتم و وزن در موسیقی ، می توان موسیقی را با زبان مقایسه کرد. در زبان 2 رکن اساسی وجود دارد 1- کلمات و قوانین ترکیب آنها 2- تاکیدگذاری و حالتی که برای بیان جمله به کار می رود برای مثال تاکیدگذاری در یک جمله سوالی با یک جمله خبری متفاوت استدر موسیقی نیز چنین است حال اگر در یک قطعه تاکیدگذاری به درستی اجرا نشود آن قطعه گویایی خود را از دست میدهد.

در یک نگاه کلی و نه چندان کامل می توان میزان ها را به 3 دسته تقسیم کرد : 1- میزان های ساده 2- میزان های ترکیبی 3- میزان های لنگ
یک مطلب داخل پرانتز در رابطه با کسر میزان ،
در یک کسر میزان مانند 4/3 ، عدد زیرین نشان دهنده نت پایه ( یا واحد ضرب ) در میزان است که اغلب بر اساس آن ضرب گرفته می شود به این ترتیب که عدد 4 در مخرج نماینده و نشانه 4/1 یعنی نت سیاه است و به همین ترتیب 2 در مخرج نشان دهنده نت سفید است و..
اما عدد بالای ، این عدد بیان کننده تعداد نت های پایه در یک میزان است برای مثال 8/6 نشان می دهد که ما در میزان 6 عدد نت چنگ داریم. برگردیم به اصل مطلب

میزان ساده : به میزان های اطلاق می شود که در آنها واحد ضرب به مضارب 2 تقسیم می شود میزان های چون 4/2 و 4/3 و 4/4

یک نکته : توجه کنید که از نظر وزن تفاوتی میان 4/2 و 8/2 و 2/2 وجود ندارد و مطالب ذکر شده قابل تعمیم  به آنها است.

میزان ترکیبی: در اینگونه، تقسیمات به مضارب 3 است میزان های چون 8/6 و 8/9 و.. (در تعریفی دیگر گفته می شود که میزان های ترکیبی آنهای اند که دارای در نوع واحد ضرب می باشند )

میزان لنگ : تقسیمات این گونه به صورت مجموع مضارب 2 و 3 است و درک ریتم در آنها سخت تر است میزان های چون 4/5 و 4/7 و..

2/4 : این میزان را یک میزان 2 ضربی می نامند در میزان های دو ضربی ، ضرب اول قوی و ضرب دوم ضعیف است
3/4 : میزان 3 ضربی ، ضرب اول قوی و دو ضرب بعدی ضعیف
4/4 : میزان چهار ضربی ، ضرب اول قوی ، دوم نیمه ضعیف ، سوم نیمه قوی ، چهارم ضعیف
یک نکته لازم به ذکر این است که زمانی که یک ضرب یا واحد زمانی به واحد های کوچکتر تقسیم می شود الگوی تاکیدات این گروه مشابه حالات فوق است برای مثال اگر ضرب دوم میزان 4/2 به دو چنگ تقسیم شود چنگ اولی قوی ( =تاکید خود ضرب دوم در حالت اصلی ) و چنگ دوم ضعیف تر است.
6/8 : این میزان را 2 ضربی ترکیبی نیز می نامند چون اگر واحد ضرب را سیاه نقطه دار در نظر بگیرید میزان شامل 2 ضرب خواهد بود که اولی قوی و دومی ضعیف است بنا بر این شباهتی از نظر وزنی با 4/2 دارد بطور دقیق تر 8/6 با نقطه دار کردن واحد ضرب در 4/2 ایجاد می شود.
5/4 : برای این میزان 2 الگو وجود دارد : 1 -  4/3+2     2-  4/2+3
تاکید گذاری برای هر الگو بر اساس ترتیب ترکیب الگوهای ساده انجام می شود
فرم های 8/6 |4/3  فلامنکو اغلب از این دسته می باشند ( از لحاظ تاکیدات)
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 21:57  توسط میلاد   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 21:47  توسط میلاد   | 

خب......حتما شنیدید که بالاخره بعد از پنج سال کاست جدید فرامرز اصلانی به زودی به بازار می یاد با کلی آهنگ زیبا و دلنشین و گوش نواز.اسم این آلبوم خط سوم هست. برخی از آهنگهای این آلبوم رو آقای اصلانی در بعضی جاها اجرا کرده که من قبلا آهنگ صدایم کن...صدایم کن.......صدای تو ترانه س........رو از این آلبوم براتون قرار داده بودم.

.

G................F......................Em...................C

( لای.........لا لا لا لا لا...............لا لا لا..........لا لای )2

G..............................F.........................Em..........................C

زندگی هم، زندگی های قدیم..................عشق همان عشق های، آتشین

G....................F...........................Em....................C

یار هم یاری، که با من یار بود..............در عبور روزهای دلنشین

G.............................F........................Em......................C

گفتگو هم گفتگوهای قشنگ...............در شبان شعر و مهتاب و شراب

G..................................F......................Em...........................C

بوسه هم آن، بوسه های غرق مهر.......تا سحرگاهان، پیش از آفتاب

G.........................F.........................Em..........................C

موسیقی هم، ساز فرهنگ شریف.........با صدای، زیر و بم های بنان

G.......................F......................Em......................C

پنجه هم از آن، پرویز و ملک.............یا کسائی، نی نواز جاودان

G..........................F.....................Em.......................C

شعر هم، تعبیر سهراب و فروغ..........از خود و از بودن و دل خستگی

G....................F.................Em................................C

ارتباط ، شاملو با قلب خویش...............یا که نادر پور با، دلبستگی

G....................F........................Em.....................C

( لا لای.........لا لا لا لای...............لا لا لا لا..........لا لا لای ) 2

 

راهنمای آکوردها :

C بدون باره(سردسته)

Em بدون باره(سردسته)

F الگویش E باره 1

G الگویش E باره 3

تذکر : در هنگام تعویض آکورد F به آکورد G انگشتان دست چپ را روی سیم های گیتار بکشید.

 

راهنمای ریتم 4/4 :

این ریتم از 8 ضرب تشکیل شده است که همگی دارای زمان مساوی چنگ می باشند و با انگشت i نواخته می شوند.

ضرب اول روی سیم های باس از بالا به پایین

ضرب دوم روی سیم های باس از پایین به بالا

ضرب سوم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب چهارم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب پنجم روی کل سیم ها از بالا به پایین به صورت آپوگادو (خفه کردن)

ضرب ششم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب هفتم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب هشتم روی سیم های زیر از پایین به بالا

تذکر : در قسمت های اوج آواز می توانید از ریتم 4/4 آهنگ اگه یه روز فرامرز اصلانی هم استفاده کنید.

 

امیدوارم که نواختن این آهنگ لذت ببرید.

همیشه شاد

همیشه سالم

همیشه موفق و پیروز

باشید.

 

این حقیقت است که از دل برود..............هر آنکه از دیده رود

دوستون دارم!

فراموشم نکنید.

همه دلخوشيم به اينه............که تو يادت موندگارم

گرچه عمريه تو اين دشت.......يه خزون بی بهارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:55  توسط میلاد   | 

موسیقی پاپ

 

موسیقی مردم پسند، به هرنوع سبک موسیقی گفته میشود که در دسترس عامه مردم است و به شکل تجاری عرضه میشود.

این موسیقی نقطه مقابل موسیقی کلاسیک و موسیقی فولکلور(محلی) است به این ترتیب که اولی در طول تاریخ همواره موسیقی طبقه برگزیده و روشنفکر جامعه بوده است و دومی، موسیقیی است که به طور تجاری عرضه نمیشود. موسیقی مردم پسند گاهی به طور خلاصه موسیقی پاپ هم گفته میشود اما موسیقی پاپ در اصل یکی از زیرشاخه های آن به شمار می آید.

موسیقی پاپ، با وجود اینکه کاملا از موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری یا art music و موسیقی فولک متمایز است، اما از آنجایی که اصطلاح پاپ شامل بسیاری از قطعات موسیقی راک، هیپ هاپ، کانتری و راک اپرا را در بر میگیرد، میتوانیم بگوییم که موسیقی پاپ، تعریف دقیقی ندارد.
به عبارت دیگر، موسیقی پاپ، نوعی موسیقی است که در دهه 50 آغاز شد و آنچه در این مجموعه قرار میگیرد معمولا برای گروه بزرگی از افراد جذاب است. با به وجود آمدن صفحه های پلاستیکی یا وینیل در دهه 30 تا ظهور کامپکت دیسک یا CD در دهه 80، موسیقی ضبط شده، نسبت به موسیقی زنده، بیش از پیش در دسترس قرار گرفت. ترانه های پاپ معمولا در 3 دقیقه اجرا میشوند و در آنها از ملودیهایی استفاده میشود که معمولا بسیار شنیدنی بوده و عده بسیاری را به خود جلب میکنند.

مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتمیک سنگین در زیر است که معمولا توسط دستگاههای تقویت کننده الکترونیک (amplifier) اجرا میشود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است

تاریخچه موسیقی پاپ


موسیقی پاپ، از میان گروههای موسیقی سوئینگ دهه 30، بلوز شیکاگو و موسیقی کانتری ایالت تنسی به پا خواست. در دهه 50، خوانندگان روز کسانی چون فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، بابی دارین (Bobby Darin) و پگی لی (Peggy Lee) بودند.
در دهه 60، چهار عامل مهم موجب گسترش موسیقی پاپ شدند. یکی گروههای دوواپ (DooWop) دخترانه مقیم نیویورک بودند که ترانه سرایان آنها مانند کارول کینگ (Carol King)، نیل دایموند و برت باکاراک (Burt Bacharach) در دهه 70 به شهرت فراوانی رسیدند، در طرف دیگر تحولات موسیقی سول Soul بود که با ظهور آرتا فرانکلین (Aretha Franklin) برادران آیزلی (Isley brothers)، ری چارلز (Ray Charles) و همچنین خوانندگان موتاون (Motown) در دیترویت که استیوی واندر (Stevie Wonder)، سوپریمز (the Supremes) و ماروین گی (Marvin Gaye اولین کسی که کنترل هنری کار خود را در دست گرفت) از جمله مهمترین چهره های آن هستند و در نهایت گروه بیچ بویز (Beach Boys) که سبک خود را سبک موج سواری کالیفرنیایی (California Surf) نامیده بودند.
در سال 1963 گروه بیتلز موسیقی پاپ را متحول کردند و طوری محبوب شدند که پنج ترانه پر فروش تمام چارتهای آمریکا متعلق به بیتلز بود. پس از آن، کسانی چون باب دیلن (Bob Dylan)، سایمون و گارفانکل (Simon and Garfunkle) و گروه بردز (Byrds)، که خوانندگان فولک بودند نیز به استفاده از سازهای الکتریکی روی آوردند.

در دهه 70 گروه بیتلز از هم پاشیده شد و موسیقی پاپ در میان صداها و آواهای مختلف سرگردان شد. در اوایل دهه 70، خواننده / ترانه سرایان و پیروان سبک پاپ چارتها را تسخیر کردند که در میان آنها میتوان از موسیقی دیسکوی BeeGees، آوای همراه با پیانو بیلی جوئل (Billy Joel) و التون جان (Elton John) و موسیقی کانتری Eagles گرفته تا موسیقی ملایم کارپنترز (Carpenters)، نیل دایموند و کارول کینگ نام برد. در این میان هنرمندانی با گرایش بیشتر به راک هم بودند که راد استوارت (Rod Stewart)، استیلی دن (Steely Dan) و فلیت وود مک (Fleetwood Mac) از آن جمله اند. موسیقی راک هم با ظهور گروههایی چون لد زپلین (Led Zepplin)، پینک فلوید (Pink Floyd) و کویین (Queen)، در این دوره به پیشرفت بزرگی دست یافت. موسیقی پاپ شاخه ای به نام دیسکو پیدا کرد که بهش کل غیر قابل وصفی محبوب شد و اولین ژانر از موسیقی بود که از موسیقی الکترونیک برای تبلیغات و اجراهای بزرگ استفاده کرد.

موسیقی پاپ دهه 80، شاهد ظهور گروههای پانک-راک بود و گروهها و خواننده های شاخص این دهه گروه Duran Duran، The Police، Culture Club و افرادی چون Phil Collins، Michael Jackson و Madonna بودند.

در اوایل هزاره سوم، گروههای پاپ / راک با ترانه هایی ساده برای شنیدن، به وجود آمد که Coldplay و Embrace از آن جمله اند. امروزه، طیف موسیقی پاپ با درهم تنیده شدن سبکهای مختلف گسترده تر شده است. با این وجود در طی چند سال اخیر موسیقی راک، در محبوبیت نزد عموم مردم موفقتر بوده است و از طرفی با امکاناتی که به خاطر وجود اینترنت فراهم شده است، دسترسی به انواع موسیقی بیشتر است و مردم میتوانند راحت تر سبک و موسیقی مورد علاقه خود را تشخیص داده و ترانه های خوانندگان محبوب خود را پیدا کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 22:48  توسط میلاد   | 

ليلي افشار را بايد شاخص ترين نوازنده ايراني گيتار در غرب به شمار آورد كه به رغم علاقه شديدش به موسيقي كلاسيك، چند سالي است گوش سپاري به موسيقي سنتي و محلي را تجربه مي كند و همين امر سبب شده است تا فضايي تازه را در كارهاي اخيرش شاهد باشيم.
افشار داراي درجه پروفسوري نوازندگي گيتار از دانشگاه ممفيس ايالت تنسي آمريكاست. وي در سال ۲۰۰۰ جايزه بهترين گيتاريست زن را از آن خود كرد. وي در اكثر كشورهاي دنيا كنسرت برگزار كرده است. هفته گذشته افشار پس از تدريس مستركلاس گيتار در فرهنگسراي نياوران، دو شب در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداخت. قرار است مجموعه اي از نواخته هاي اين نوازنده نامي در قالب چند سي دي انتشار يابد. گفت وگوي ما با وي در دفتر انتشارات ماهور انجام شده و در ميانه هاي گفت وگو، محمد موسوي- مدير انتشارات ماهور- نيز برخي پرسش ها را طرح كرده است.
* شما چند سال از ايران دور بوديد؟
- من در سال ۱۳۵۶ از ايران رفتم و هفت سال پيش كه براي نخستين بار در تهران كنسرت داشتم، به ايران آمدم.
* آيا دليل خاصي داشت كه در اين مدت طولاني به ايران نمي آمديد؟
- مشغول تكميل تحصيلاتم بودم. علاوه بر كنسرت ها، در بسياري از مسابقات گيتار شركت مي كردم و در واقع مي خواستم به بالاترين درجه اين رشته هنري برسم.
* مجموعه فعاليت هاي شما- چه در زمينه تحصيل و چه اجراي برنامه- آيا ارتباطي هم با موسيقي سنتي داشت؟
- تمام تحصيلاتم در حوزه موسيقي كلاسيك غربي بود.
* يعني هيچ ذهنيتي از موسيقي ايراني نداشتيد؟
- فقط همان چيزهايي كه در زمان بچگي شنيده بودم، در ذهنم بود. البته در آمريكا هم موسيقي ايراني به گوشم مي خورد، چون ايراني ها در آنجا زيادند ولي بعد خودم خواستم كه به دنبالش بروم.
* از چه زماني؟
- همين يكي دو سال اخير شروع كردم. يك سه تار خريدم و به صورت خودآموز ادامه دادم. البته هنوز مبتدي هستم.
* چرا زودتر از اين تاريخ، به فكر يادگيري موسيقي ايراني نيفتاديد؟
- چون مي خواستم گيتارنوازي ام را به يك سطح جهاني برسانم و بعد به كار ديگري روي آورم. اگر بخواهيم در كاري پيشرفت كنيم، بايد روي آن كار تمركز كنيم؛ بنابراين نمي خواستم حين پيشرفت گيتارنوازي ام به موسيقي و ساز ديگري فكر كنم. البته هميشه در ذهنم بود كه روزي به موسيقي زادگاهم بپردازم كه خوشبختانه در سال هاي اخير فرصت آن پيش آمد و اگر دير وارد اين حوزه شدم، به خاطر مشغله فراوان بود.
* چه اتفاقي باعث شد به اين موضوع فكر بكنيد؟
- اين اواخر، هنگام اجراي كنسرت هايم، خيلي علاقه مند بودم در لابه لاي قطعات موسيقي كلاسيك، قطعه اي موسيقي ايراني هم اجرا كنم، ولي متأسفانه هيچ قطعه ايراني براي گيتار وجود نداشت. كم كم به نظرم رسيد يكي از آهنگ هاي محلي ايران را براي گيتار تنظيم كنم و اين كار را كردم اما اين هم كافي نبود. دوست داشتم موسيقي سنتي را تقريباً با همان حس خودش اجرا كنم.
* رويكرد شما به موسيقي سنتي ايران آيا صرفاً برخاسته از يك حس دروني بود يا اينكه در قبال فرهنگ زادگاه خود احساس وظيفه مي كرديد؟
- هر دو، ولي بيشتر حس دروني بود. چيزي را كه من مي نوازم، در درجه اول به معني آن است كه آن را خيلي دوست دارم، بنابراين وقتي موسيقي سنتي ايران را دوست دارم، طبيعتاً مايلم آن را روي صحنه اجرا كنم. از سوي ديگر من در كنسرت هايم تقريباً از همه فرهنگ هاي جهاني اثري را اجرا مي كردم جز ايران و اين برايم يك سؤال بود كه چرا ايران نباشد. خوشبختانه آقاي رضا والي كه مقيم آمريكا هستند، قطعه اي را در دستگاه نوا براي من نوشتند و الان من مي توانم حداقل يك آهنگ ايراني را با گيتار اجرا كنم. البته چون گيتار ربع پرده ندارد، من دو پرده اضافي به سازم اضافه كردم تا بتوانم آن حس و حال واقعي دستگاه نوا را به شنونده انتقال دهم.
* ولي همين قطعه نوا را كه شما با گيتار مي نوازيد براي گوش هاي ما چندان حس و حال اصيل دستگاه نوا را ندارد. به نظرتان علت چيست؟ آيا به خاطر ساز گيتار است يا پرداخت آهنگ توسط آهنگساز، يا اينكه به نوازندگي مربوط مي شود؟
- آن قطعه، صددرصد ايراني نيست؛ يك مقداري مشخصات موسيقي غربي هم در آن وجود دارد. شايد به اين خاطر است كه براي شما چندان ايراني جلوه نمي كند. از طرفي ما در اول راه هستيم. من دوست دارم آهنگسازان ايراني قطعه هاي بيشتري براي ساز گيتار بنويسند و خصوصيات موسيقي سنتي را در آن لحاظ كنند. شايد در آينده به آن چيزي كه شما انتظار داريد، برسيم.
* آيا تجربه همنوازي گيتار با اركستر سازهاي ايراني را داشته ايد؟
- خير! پيش از اين كار، لازم است قطعه اي مناسب گيتار و سازهاي ايراني نوشته شود؛ ضمن اينكه ربع پرده هاي لازم نيز بايد روي دسته گيتار اضافه گردد.
* همين تعداد كه الان به سازتان اضافه كرده ايد، كافي نيست؟
- نه! من الان فقط مي توانم دستگاه نوا را اجرا كنم. براي ساير آهنگ هاي ايراني ربع پرده هاي بيشتري لازم است.
* براي شروع، چرا دستگاه  نوا را انتخاب كرديد؟
- انتخاب من نبود؛ آقاي رضا والي قطعه را در دستگاه نوا نوشتند.
* پس اين صحبت شما با آن صحبت پيش كه گفتيد به صورت حسي و دروني به موسيقي ايراني متمايل شديد، در تناقض است؟
- گفتم كه تازه اول كار است. تا به حال فقط يك آهنگساز قطعه اي با ويژگي هاي موسيقي سنتي براي گيتار نوشته است. من يك نوازنده ام و براي كار نوازندگي به قطعه نوشته شده احتياج دارم. اگر آهنگسازان ايراني قطعاتي براي گيتار با حفظ ويژگي هاي موسيقي سنتي بنويسند، آنگاه دست من براي انتخاب و اجرا باز خواهد بود.
* شما غير از آقاي والي كسي را نمي شناسيد تا براي گيتار قطعه  ايراني بنويسد؟
- من سال گذشته در روزنامه ها اعلام كردم كه علاقه مند به همكاري با آهنگسازان ايراني هستم ولي تا به حال كسي پاسخ نداده است.
* آيا شما مي دانيد آقاي حسين عليزاده علاوه بر تبحر در موسيقي ايراني به ساز گيتار نيز آشنايي دارند و حتي قطعه اي براي آن نوشته اند؟
- نه! من چون مدت زيادي ايران نبودم، نمي دانم چه كسي چه كار مي كند. البته برخي كارهاي ايشان مثل «تركمن» را شنيده ام كه حال و هوايي جديد دارد، ولي تاكنون نمي دانستم كه با ساز گيتار هم آشنا هستند. براي من خيلي جالب خواهد بود قطعه اي از ساخته هاي ايشان را با گيتار بنوازم.
* چه تفاوتي بين شنونده ايراني و شنوندگان ساير نقاط جهان ديده ايد؟
- شنونده هاي ايراني خيلي ساكت اند و من مي فهمم كه آنها به دقت كار را گوش مي دهند. سكوت سالن هاي ايراني را در هيچ جا شاهد نبوده ام.
* پس از اجراي قطعاتي از آهنگسازان اروپاي شرقي و ترك، ميزان تشويق شنونده هاي ايراني بيشتر از موقعي است كه قطعات ديگر را اجرا مي كنيد. فكر مي كنيد علت آن چيست؟
- موسيقي هايي كه شما اشاره كرديد به لحاظ ملودي، به موسيقي ايراني نزديك ترند و براي همين شنونده هاي ايراني بيشتر خوششان مي آيد و به اصطلاح به دلشان مي چسبد.
* اساتيد خارجي كه شما با آنها برخورد مي كنيد آيا ذهنيتي از موسيقي ايراني دارند؟
- معمولاً ندارند.
* آيا تاكنون تلاش كرده ايد چنين ذهنيتي در آنها ايجاد كنيد؟
- من تلاش ام را فقط روي صحنه صرف مي كنم. وقتي كه قطعه اي را مي نوازم آنجا ممكن است چنين اتفاقي بيفتد و عده اي به نوع موسيقي اجرايي من علاقه مند شوند. الان در آمريكا تازه با ساز سه تار آشنا مي شوند. بيشتر آنها فكر مي كردند اين همان سيتار هندي است. من آنجا در تلاش هستم تا اين ساز را به همان شكلي كه در ايران هست معرفي كنم. چند بار اين كار را كردم و قطعه «مرغ سحر» را با سه تار براي شنوندگان گيتارم اجرا كردم.
* بين سه تارنوازان ايراني كار كدام يك را مي پسنديد؟
- من كار خيلي ها را نشنيده ام. كار آقاي عليزاده را مي پسندم. كار آقاي طلايي را هم شنيده ام.
* با سازهاي محلي ايران مثل دوتار و تنبور آشنا هستيد؟
- نه! فقط دو تا را در جشن هنر شيراز از نزديك ديدم. البته آن موقع بچه بودم اما از شيوه نوازندگي آن اطلاعي ندارم.
* يادگيري گيتار سخت تر است يا سه تار؟
- سؤال سختي است! گيتار براي من خيلي سخت بود. فكر مي كنم سه تار هم براي آنكه به سطح بالايي از نوازندگي برسم، خيلي كار دارد. پاسخ درست اين سؤال را زماني مي توانم بدهم كه سطح نوازندگي سه تارم نيز به بالاترين حد ممكن برسد.
* اگر با تكنيك نوازندگي سازهاي محلي مثل دوتار و تنبور آشنا شويد، آيا ممكن است آنها را روي ساز گيتار امتحان كنيد؟
- بله! چون من تكنيك اجرايي ساز گيتار را دارم و هر كاري كه بخواهم روي اين ساز مي توانم انجام بدهم، منتها با شيوه نوازندگي سازهاي محلي ايران آشنا نيستم و آرزو دارم روزي اين آشنايي اتفاق بيفتد.
* شما در گيتارنوازي تان چيزي به نام بداهه نوازي هم داريد؟ 
- به صورت خيلي محدود، در برخي قطعات چنين امكاني داريم؛ يعني آهنگساز مربوطه از قبل اين فضا را به بداهه نوازي اختصاص داده است.
* از كلاس هاي تخصصي تان در ايران بگوييد.
- طي اين مدت كوتاهي كه به ايران آمدم، نزديك به نود نفر از گيتارنوازان ايراني از شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، همدان، اراك و تبريز پيش من آمدند و درس هاي تخصصي خود را گرفتند. علاوه بر اين با همكاري مؤسسه ماهور قصد دارم يك دستور آموزشي گيتار با رويكرد نوين در ايران منتشر كنم تا هنرآموزان از سردرگمي دستورهاي متعدد و نوعاً قديمي، خلاص شوند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 17:23  توسط میلاد   |